نامه پارسی نگار که روز گذشته در دست داشتم اینک نگاشته بر دست فرزندی میرزا جعفر روانه داشتم، نمیدانم این دو روزه از روی نامه بزرگ استاد مهربان میرزا حسن آزمون را خامه در انگشت و نامه در مشت آورده ای یا نه؟ اگر چیزی نگارش رفته و از آن دو پارچه در منش جسته تر و با روش بهم پیوسته تر باشد، بامن فرست می خواهم به نگارنده ای که در کیش نگارش دیگر نویسندگان را از تو بیش و ترا کمتر از خویش دانند باز نمایم، تا بدانند در این گرد سواری و در این باغ بهاری هست. خود اندیشه دریافت خجسته دیدار داشتم ولی از باب رفتاری که پریروز نه بر هنجار پیشین و آئین گذشته از سرکار دیده شد، گمان رنجش و دل گرفتگی کردم. ناگزر دستی فرا پیش دل گرفته پای در دامان و سر در گریبان کشیدم تا فرخنده روانت فرسوده نگردد و فرخ دل و جانت آسوده زید.
از این آمد و رفت بیخودانه دل را پندی و پای را بندی خواهم ساخت، تو خوش زی و خرم پای، مرا دست ناکامی ستون زنخ و روزنامه رامش بر یخ باشد. زمین را جنبش نخواهد خاست، و چرخ از گردش نخواهد ماند، بیت:
ناکامی ما هست چو کام دل دوست
کام دل ما همیشه ناکامی باد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این نامه، نویسنده به فرزندی از میرزا جعفر یادآوری میکند که آیا نامهای که از استاد مهربان میرزا حسن آزمون دریافت کرده، نوشته شده یا نه. او انتظار دارد که اگر آن نوشته بهتر و منسجمتر از نوشتههای قبلی باشد، برای او ارسال شود. نویسنده همچنین به احساس رنجش و دلگیری از رفتار اخیر فرزند اشاره میکند و تمایل دارد که دل او شاد و آسوده باشد. در پایان، او به ناکامیهایی که ممکن است از بیخودی و رفت و آمدهای زیاد به وجود آید، اشاره میکند و به نوعی از لزوم پایبندی به دلخوشیها سخن میگوید.
هوش مصنوعی: من نامهای را که روز گذشته در دست داشتم، به دست فرزند میرزا جعفر فرستادهام. نمیدانم که آیا در این دو روز، نامهی بزرگ استاد مهربان میرزا حسن را دریافت کردهای یا نه. اگر نامهای نوشتهاید که از آن دو قطعه بهتر و منسجمتر باشد، لطفاً آن را برای من بفرستید تا به نویسندهای که در کیش، ارزش نویسندگان دیگر را بیشتر از خود نمیداند، نشان دهم. میخواهم بدانند که در این دنیا و در این بهار زندگی، همچنان زیبایی وجود دارد. دلم امیدوار بود که شما را ملاقات کنم، اما به خاطر رفتار غیرمعمولی که اخیراً مشاهده کردم، نگران شدم که ممکن است دلخور شده باشید. پس دستم را به سوی شما دراز کردم که از نگرانی و اندوهتان کاسته شود و روح و دلتان آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: از این رفت و آمد بیفایده میخواهم درسی بگیرم و خود را از قید و بندها آزاد کنم. تو بیخیال و شاد زندگی کن، اما من دچار ناکامی هستم و زندگیام همچون روزنامهای که روی یخ سر میخورد، خواهد گذشت. زمین دیگر حرکتی نخواهد کرد و چرخ زمان نیز به گردش خود ادامه خواهد داد.
هوش مصنوعی: ناامیدی ما به این دلیل است که آرزوی دوست برآورده نمیشود و این ناکامی همواره با ما خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.