سرور راستین حاجی اسمعیل؛ نامه شما دیده را سرمه سائی کرد و دل را از دام تیمار رهائی داد. پس از خواندن پاسخی بدان هنجار که آئین من است نوشتم، دادم خطر با سرکار فرستد ندانم چه کرد، آدمی روانه دیدم و بهانه نگارش و گزارش نامه و نامی بدست افتاده. نیمه ماه است با دردهای نهفته و پیدا زنده ام و بنده می دانم نامه نگاری کرده ای و نرسیده. من هم کاغذها نگاشته و به شما نداده اند. خدا بندگان خود را از یاری این خاکی نهادان باد گوهر بی نیازی دهد که در کار و کردار اینان سود و بهبودی نیست. باری این را بدان هرگز از تو فراموش نخواهم کرد و سودای نامه نگاریت در پای نخواهم برد بکوش که بازماندگان میرحسن خان را بجوئی و مرا آگاه سازی. یکبار دیگر فرزندی میرزارضا را ببین. داستان چشمک را در میان آر، اگر داد زود بفرست. چنانچه هنجار بوک و مگر گرفت در گذر، و او را به گوهر و خواست خود بازگذار و آگاهی فرست که رنج دل نگرانی نبرم، آرایش آئین احمدی آسایش بندگان خدای آخوند ملا ابوالحسن را درودی آزاد از فراز و فرود بر سرای و بگوی نگاه پرستاری و پرورش از من باز نبرد، کشته ام تخمی و چشم به ره باران است.
آنان که در ری بر ما سپاس نان ونمک دارند، یکان یکان را ببین و بخشایش لغزش های دیرینه ما را در خواه که از من تا گور دمی دو بیش نمانده. خواهشمندم از این پس هر گونه نامه مرا خواه پارسی پیکر و شیوا، خواه بر هنجار دیگر ونازیبا بی کاست و فزود بدان نگارش های پهلوی گوهر درفزائی. اگر خود این نوشته بی ساز و سنگ است، لته بوی فروشان رستا نگردد. این دارنده نامه را سرکار شکرالله خان سفارش کرده چشمکی شاخ دار شایسته بخرد. چنانچه بر سر پیمان ایستاده باشد شما هم در خرید با او همراهی کنید که فریب نخورد. باری یک چشمک خوش دید برای من سنگ و پایه دو چشم روشن دارد. اگر میرزا رضا چشمک ندهد و به افتاد را در کاسه سیاهی بیند، بیرون از خشنودی خدا خواهد بود. من شاخچه بند و دروغ درا نیستم. چشمک من پیش اوست و فرموش کرده باری یک گفتن دیگر بر ما هست چگونگی روزگار خویش را بر نگار. کاری از ما ساخته باشد بر شمار.خطر درودی بنده وار می گوید. از نگارش خسته شدم، تا کی چرند توان بافت.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سرور راستین حاجی اسمعیل در پاسخ به نامه شما، از مشکلات و دردهای خود گفت و ابراز کرد که دلش از نگرانیها آزاد شده است. او همچنین اشاره کرد که نامههایش به دست شما نرسیده و معتقد است که مشکلاتی در این زمینه وجود دارد. او خواسته است که از حال و روز فرزندان میرحسن خان مطلع شود و نگران است که هرگز از یاد شما نرود. حاجی اسمعیل تأکید کرده که هر گونه نامهای که به او میفرستید، باید واضح و با رعایت آداب نوشتار باشد. در پایان، او ابراز کرده که از نوشتن خسته شده و برای پاسخ به نگرانیها و مشکلات روزگار خود، به شما محتاج است.
هوش مصنوعی: سرور محترم حاجی اسمعیل؛ نامه شما باعث خوشحالی من شد و دلم را از نگرانیها آزاد کرد. بعد از خواندن نامهتان، پاسخی مطابق با اصول خود نوشتم و به وسیله مکتوبی به شما فرستادم. نمیدانم چه بر سر آن آمد، اما فردی را دیدم که بهانهای برای نوشتن نامه و گزارش به شما داشت. من در نیمه ماه با دردهایی، چه پنهان و چه پیداست، زندهام و مطمئنم که شما نامهای نوشتهاید که به دستم نرسیده است. من نیز چندین نامه نوشتهام که به شما نرسیدهاند. امیدوارم خداوند به بندگانش کمک کند و چیزی از این دنیا که باعث نیاز و مشکل است، به آنها ندهد. بدان که هیچ گاه از تو فراموش نخواهم کرد و یاد نامهنگاریات را همیشه در ذهن خواهم داشت. تلاش کن تا فرزندان میرحسن خان را پیدا کنی و مرا از وضعیتشان باخبر کنی. همچنین یک بار دیگر فرزندی میرزارضا را ملاقات کن. اگر خبر مهمی دارید، سریعاً ارسال کن. اگر اتفاقی برای او افتاد، او را آزاد بگذار و به من بگو که دل نگران نباشم. امیدوارم که در کارهای مربوط به آخوند ملا ابوالحسن، آرامش برای بندگان خدا فراهم شود. من همچنان در انتظار خبری هستم و چشمانم به راه باران دوخته است.
هوش مصنوعی: اکنون که در ری به ما لطف دارند، هر یک از شما را نیک مینگرم و از خداوند میخواهم که خطاهای گذشتهام را ببخشد، چرا که از من تا مرگ زمان زیادی باقی نمانده است. از شما خواهش میکنم که از این پس هر نامهای که برایم مینویسید، چه به زبان زیبای پارسی و چه به دیگر زبانها، به طور کامل و بدون کاستی باشد و مضامین شیرین و ارزشمند را در خود داشته باشد. اگر این نوشته هم بیمحتوا باشد، از جذابیتش کاسته نخواهد شد. این نامه به سفارش شکرالله خان برای شما نوشته شده و امیدوارم که در خرید با او همکاری کنید تا فریب نخورید. من فقط به یک اشاره خوب نیاز دارم تا به من امید و قوت قلب دهد. اگر میرزا رضا به من اشاره نکند و در ناخوشی بماند، این نشانهای از نارضایتی خداوند خواهد بود. من اهل فریب نیستم و تنها یک اشاره از او برایم کافی است. یادم نرود که باید به شما درباره وضعیت خود بگویم و اگر کاری از دستم برآید، آن را انجام خواهم داد. در پایان، از نوشتن خسته شدهام و نمیدانم تا کی میتوانم به این کار ادامه دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.