ای بهار دوستی را بوستان ها آب و رنگ
وی درخت راستی را شاخساران برگ و بار
خدا را ستایش، آسوده از گزند آسمانی راه به پایان رفت. رخت به سمنان رسید. بیمارها بدرود بستر و بالین کردند و سامان تندرستی و تاب دگرگون آرایش و آئین یافت. برادرها به کوری بدخواه پیمان یکتائی نو ساختند و کهن کاوش های ما و توئی رخت بر در هشت و بار برخر بست. اینک یاران این مرز را به خوشتر افت و اندازی کاراندیش خاست و نشستیم و راه گشای پیوند و پیوست، پس از رنج دوری اندوهی که جان کاهد نیست.
سرکار امید گاهی حاج سیدرضا را سخنی چند نگاشتم و انباز این نگارش داشتم.چون سرکار حاجی پیرو پیشوای درویشان است و شما را نیز پیدا و پنهان مهری با ایشان، هر آینه خواهند رسانید و اگر گرفتاری بند دست و خار پای باشد، گرامی سرور هاشمی گوهر شباهنگ را در این کار جانشین و دستیار و پیام رسان و نامه گزار خواهید نمود. اگر این نیاز نامه بر دست شما آزاده راستان شاهزاده راستین سیف الدوله را چشم سپار آید سال ها سپاسدار خواهم زیست. گویا رای اندیش و راه سپار سامان کربلا باشند. اگر بر تو گران نیاید و او نیز از شنیدن خودی بر کران نکشد، به زبانی که دانی از تنخواه فرزندی میرزا جعفر رازی در میان آر، شاید آن پیمان شاید آن پیمان که در بست فرا یاد آرد و این مرد را که آلوده هزار وام است و فرسوده هزار دام دستی بر دل مستمند گذارد.
حاجی جان هر آینه می دانی و آزموده نیز خواهی بود، که از کیش سگ پرستی تا یاسای پاک پیمبر که بهترین راه و آئین است کاری بزرگتر از بار افتادگان بردن و کار فروماندگان کردن نیست. کاری که از من بنده بر آید هر جا باشم بگوی و بخواه که در خورد نیرو وتاب به سر ایستاده ام و به جان آماده. ستایش و درودی پاک و پرداخته از آلایش تیتال در فرگاه سرکار امید گاهی آخوند ملا ابوالحسن بسته به مهربانی و کاردانی تست. بندگان یغما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی دوستی، امید و سلامتی است. شاعر به بهار و زیباییهای طبیعت اشاره میکند و از شادابی و دوستی میان برادران و یاران سخن میگوید. او نگران وضعیت برخی دوستانش نیز هست و از حاج سیدرضا یاد کرده و به تعهد و یاری او اشاره میکند. همچنین به اهمیت همدلی و کمک به دیگران، بهویژه در شرایط سخت، پرداخته و یادآور میشود که کمک به دیگران بزرگترین عمل است. در نهایت، شاعر آمادگی خود را برای خدمت و کمک به نیازمندان اعلام میکند.
هوش مصنوعی: دوستی مانند بهاری است که در باغها رنگ و آب دارد، و درخت صداقت با شاخههای پرمیوه خود باید پرورش یابد.
هوش مصنوعی: خدا را شکر که از آفتهای آسمانی رها شدیم و سفر ما به پایان رسید. به سمنان رسیدیم و بیماران از بستر و خواب برخاستند و سلامتی و نشاط را دوباره به دست آوردند. برادران به رغم دشمنی به یکدیگر اتحاد تازهای بخشیدند و تلاشهای قدیمی ما و تو را در آغوش کشیدند. حالا دوستان در این سرزمین به همراه یکدیگر نشستهاند و با تدبیر به کارها میپردازند و پس از مدتهای دوری، اندوهی که بر دل داشتیم دیگر کمرنگ شده است.
هوش مصنوعی: سرکار امید، گاهی برای حاج سیدرضا چند کلمه نوشتم و این نوشتار را با خود داشتم. چون حاجی پیرو ولی درویشان است و شما نیز نسبت به ایشان هم در ظاهر و هم در باطن محبت دارید، قطعاً این محبت به او خواهد رسید. اگر شما دچار مشکلاتی باشید، گرامی سرور هاشمی را به عنوان جانشین و کمک در این موضوع خواهید داشت. اگر این نامه به دست شما، که فرزند راستین سیفالدوله هستید، برسد، سالها برایتان سپاسگزار خواهم بود. گویی راه فکر و عمل به سمت کربلا است. اگر برایتان سنگین نباشد و او نیز از شنیدن نام شما ابایی نداشته باشد، به زبان خودتان درخواست کنید که از میرزا جعفر رازی کمک بگیرید و شاید این پیمان که فراموش شده دوباره یادآوری شود. و این مردی که در مشکلات مختلف گرفتار است، بتواند کمکی به نیازمندان کند.
هوش مصنوعی: حاجی عزیز، تو به خوبی میدانی و تجربهاش را هم خواهی کرد که هیچ کاری بزرگتر از کمک به افرادی که به زمین افتادهاند و یاری رساندن به کسانی که در سختی هستند، وجود ندارد. هر کاری که از من برآید، هر جا که باشم، بگو و بخواه، زیرا من آمادهام و با تمام وجود در خدمت هستم. سلام و درود خالص و پاک از تمام آلودگیها به محضر شما میفرستم. بندگان یغما.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.