فدای وجودت شوم، دستخط مبارک افسر مباهات گشت سپاس عاطفت های ملوکانه تقدیم افتاد. آنچه کرده وگفته اند محض عنایت و چاکر نوازی است. یکسال افزون شد تا معاندین از غلاف برآمده اند و آغاز خلاف کرده، کار به مصاف رسید، چون من جمیع الجهات از بی حسابی و کج پلاسی مبرا بودیم و هر نوع بی اندامی و گزاف و کاوش و خرابی روی داد از جانب خصمای ولایت بود، و با وجود امکان چاره و دفع مشاجرت صبر کردم و حقیقت وقایع را به مهر علما و مقدسین استشهاد کرده به سرکار نایب الحکومه و خدام اجل امجد اکرم امیر بر حق و سردار مطلق فرستادم، و منتظر که انصاف ایشان رفع تعدی بدخواه خواهد کرد.
دیری نگذشت که قضیت معکوس شد و مجعولات دشمنان را حق پنداشت. تا کار بدین جا رسید، چون چنین دیدم هر چه پیش آمد تحمل کردم و آنچه خواستند دادم و آنچه از ناملایمات گفتند شنیدم، چندانکه آرزوی صد ساله از دل خصمای دیرینه بیرون رفت و شکایت به احدی نبردم و نمی برم، زیرا که چندانکه چونان امری شنیع و ناروا خاصه در اختیار بندگان جلالت ارکان فخر الامرا دام اقباله نسبت به من که از نیک خواهان قدیم ایشانم معلوم است از عالم بالا و تعلقات قضا و قدر است. در این صورت تحمل و بردباری و رضا و شکرگزاری خوشتر از روز اول، تا حال سررشته داوری را از دست تدبیر ربوده به قبضه تقدیر گذاشته ام. اگر سزاوار بی آبروئی و خرابی بودم بیش از آنها که دل دشمن خواست واقع گشت. جای شکایت و داوری نیست، و اگر به کسی نیز تظلم برم احدی یاوری نخواهد کرد. و چنانچه مظلوم و بی گناه بودم و هستم جناب اقدس الهی و کیفر اعمال و استحقاق صاحب اختیار ولایت و سردار لشکر و صدر مملکت را که پناه ستم رسیدگانند بر ریاست و سیاست خواهد داشت. تا حال شکیبائی ورزیده ام باز هم بردباری خواهم کرد. تا از صدر بارگاه غیب چه مقدر باشد، یعنی اگر اردوی کیهان شکوه در شرف حرکت نبود، و استیفای خدمت نواب اشرف والا و بساط بوس اولیای دولت علیه خاصه آن اشخاص که حضرت والا در رقم همایون نام برده اند بدلخواه میسر می شد، خودی به طهران می کشیدم. امروز آن مقام دست نخواهد داد، به شرط حیات و حکم نذر تا آخر ماه، عزم اندیش عتبات علیه جناب علی بن موسی سلام الله علیه خواهم گشت. در مراجعت خواه اردوی اسلام از چمن رجعت کرده باشد خواه هم چنان سلطانیه مضرب خیام جلالت باشد، محض زیارت بساط والا راه پیمای دارالملک ری خواهم آمد. در این قضیه که مرا روی داد از دوست و آشنا و کوچک و بزرگ یاری ندیدم، مگر نواب والا که دو سه مجلس سخن راند و حمایت فرمود و از گفتن کلمه حق خاموش نشد. تا قیامت ممنون و سپاس دارم، اینقدر درباره من و کسان بدانند که معادات خصمای ولایتی محض رشک و حسد و تنگ نظری و پست فطرتی است و این گونه عداوت را جز مرگ هیچ چاره نیارد کرد.
اگر سرکار شوکت مدار فخر الامراء العظام سرکشیک و بندگان حشمت ارکان سردار مطلق خیال داوری و یاوری داشته باشند، هیچ حاجت به زحمت افزائی خاکسار و اعاده حکایت و شکایت نیست، خود می دانید این مشت تاریکی را من از کجا خورده ام بسیار دراز نفسی کردم، دلم تنگ است. استدعا دارم در مجالس از کلمه حق خاموشی نباشند که در این بلیت انباز و یار و معین و غمخواری که دارم سرکار والاست. ترا به مرتضی علی در نگارش ارقام و چگونگی حالات دو شاهزاده آزاده سیف الدوله و سیف الله میرزا دام اقبالهم دریغ مفرمای که پیوسته دیده در راه است.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: نویسنده در این متن به مشکلات و ناملایمات خود اشاره میکند که از سوی دشمنانش ایجاد شده است. او از صبر و شکیبایی خود در برابر مشکلات سخن میگوید و بر این باور است که این ناملایمات ناشی از حسد و کینهتوزی معاندان است. او همچنین تأکید میکند که تا کنون شکایت و تظلم نکرده و به تقدیر و قضا بسنده کرده است. نویسنده ابراز امیدواری میکند که در آینده اوضاع بهبود یابد و بر اهمیت یادآوری حقایق در جمعها تأکید دارد. در نهایت از دوستان و حامیان خود قدردانی کرده و دعا میکند که همیشه در مسیر حق و حقیقت باقی بمانند.
هوش مصنوعی: مایلم جانم را فدای وجودت کنم. نامهای که از جانب افسر رسید، مایهی افتخار و سپاسگزاری به خاطر محبتهای پادشاهانهات است. هر چه در این مدت گفته و انجام دادهاند، تنها به خاطر توجه و بزرگواری تو بوده است. بیش از یک سال است که دشمنان از خواب غفلت بیدار شده و شروع به ایجاد مشکلات کردهاند؛ در حالی که ما در تمامی جهات از بینظمی و هرجومرج دور بودیم و هر نوع بهمریختگی و ویرانی که به وقوع پیوسته، ناشی از اقدامات خصمانه آنها بوده است. با وجود آنکه امکان اقدام و مقابله وجود داشت، من صبر کردم و حقیقت وقایع را با استناد به نظرات علمای دینی و مقدسین به نایب الحکومه و خدمتگزاران عالیقدر فرستادم و امیدوارم که انصاف آنها جلوی رفتارهای تعدیگرانه دشمنان را بگیرد.
هوش مصنوعی: زمان زیادی نگذشت که اوضاع به شکل دیگری درآمد و دشمنان، نادرستیهای خود را حقیقت پنداشتند. وقتی به این مرحله رسیدم، با وجود تمام مشکلات، هر آنچه پیش آمد را پذیرفتم و آنچه خواستند را دادم. به شکایت از هیچ کسی نپرداختم و نخواهم پرداخت، چون رفتار ناپسند و ظالمانهای که از سوی کسانی که مقام و اعتبار دارند به من شده، مشخص است که از حوادث عالم بالا و قضا و قدر سرچشمه میگیرد. در این شرایط، صبر و شکیبایی و همچنین شکرگزاری برایم دلچسبتر از روزهای اول است. من سررشته قضاوت را از دست تدبیر خود بیرون گذاشتم و به قدرت تقدیر سپردم. اگر لایق بیآبرویی و سختی بودم، بیش از آن چیزی که دشمن خواست، به من رسید. هیچ دلیلی برای شکایت و قضاوت وجود ندارد و اگر بخواهم به کسی شکایت کنم، کسی نیست که به یاریام بیاید. اگر هم مظلوم و بیگناه باشم، خداوند و کیفر اعمال کسانی که مسئولیت داشتند، بر من خواهد داشت. تا این لحظه صبر کردم و هنوز هم ادامه میدهم. تا ببینم از حیطه غیب چه مقدر شده است. اگر ارتش کیهان در حال حرکت نباشد و شرایط خدمت به نهادهای مهم فراهم باشد، به تهران میروم. اما در حال حاضر این امکان وجود ندارد و اگر زنده بمانم، تا پایان ماه به زیارت عتبات عالیات، به احترام جناب علی بن موسی (ع) خواهم رفت. در بازگشت، خواه ارتش اسلام به وطن برگردد و خواه سلطنت همچنان پابرجا باشد، به دیدار آن مقام عالی و زیارت دارالملک ری خواهم آمد. در این واقعه، از دوستان و آشنایان هیچ یاری نداشتم جز برخی افراد که در جلسات صحبت کردند و در حمایت از حقیقت سکوت نکردند. تا ابد قدردان و سپاسگزار آنها هستم. باید بدانید که دشمنیهای خصمانه تنها برپایه حسد و ناپاکی است و این نوع دشمنی هیچ راه حلی جز مرگ ندارد.
هوش مصنوعی: اگر جناب شوکت مدار فخر الامراء العظام و بندگان بزرگوارش از سردار مطلق در امور داوری و یاری کمک بخواهند، نیازی به زحمت و دوباره گفتن داستان و شکایت نیست. خودتان میدانید که این بار سنگین را از کجا بر دوش دارم و خیلی دراز نفس کشیدهام، دلم تنگ است. خواهش میکنم در جلسات درباره حق ساکت نمانید، چرا که در این موقعیت، من دوستان و یارانی دارم که همدرد و همراه هستند. از شما میخواهم که به مرتضی علی، در نوشتن اعداد و شرح حال دو شاهزاده آزاده، سیف الدوله و سیف الله میرزا، از کمک و عنایت دریغ نکنید که چشمانتظار هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.