دلم می خواهد این نامه به آئین زمانه نگارش افتد و روزگار پریشان خود را به کیش و کردار ایشان گزارش کنم. جانم خاک رهت باد و روانم گرد گذرگاهت، کجائی، چه جائی چه می دهی و چه می ستانی چه می زنی و چه می خوانی؟ بختت مهربان است یا سرگران، همرهان یار دلند یا بار دل، از خواجه و شیخ چه اندوخته ای و از این و آن چه آموخته ای، مردم را با تو آشتی یا جنگ است و ترا با ایشان اندیشه نام یا ننگ. بدان فرگاه که چرخش خاک درگاه است و اختر میخ خرگاه، چونانکه روزگار رفته راهی داری یا داستان بیماری های دروغ دیر بسته خاک گذرگاه است و کاوش باز است و دست چالش دراز. آن دشمن دستان دست بهرام بازو دوست گردیده یا همچنان ساز اندیش نیرو است و در پهنه پرخاش رزم آورد . آن کارهای دیگر ناگفته گویاست بر چه روش و سبک است و کدام منش و رنگ، بدان خدای که مرا بندگی داد و ترا خداوندی، اندوه و خرسندی، خواری و ارجمندی، کاهش و فزایش، بی تابی و آسایش، بلندی و پستی، هشیاری و مستی، هر چه هست بی کاست و فزود نگارش و همراه هر که دانی و توانی به بنده خاکسار خویش فرست، که سراپای تن و جانم دیده و از چشمداشت سفید است.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این نامه، نویسنده میخواهد احساسات و وضعیت پریشان خود را بیان کند و از معشوق خود بپرسد که در کجا است و چه احوالی دارد. او به نیکی و شرارت انسانها، آموختهها و تجارب آنها اشاره میکند، همچنین به رابطهاش با دیگران و وضعیت بخت و اقبالش میپردازد. نویسنده به نوعی به جدال درونی بین شادی و غم، و همچنین بحثی دربارهی خداوند و بندگی و مقام و منزلت اشاره میکند. او در نهایت خواستار پاسخ از طرف معشوقش است و خود را در وضعیتی آسیبپذیر توصیف میکند.
هوش مصنوعی: میخواهم این نامه به سبک و سیاق زمانه نوشته شود و حال و روز نگران و آشفتهای را که دارم، به تصویر بکشد. جانم فدای راهت و روح من در مسیر تو پرواز کند. کجایی، کجا هستی، چه چیزی به من میدهی و چه چیزی از من میگیری؟ بختت با تو مهربان است یا در غم و اندوه؟ آیا دوستانت دلسوز تو هستند یا بار سنگینی بر دوش تو؟ از استاد و دانشمند چه آموختهای و از دیگران چه چیزهایی یاد گرفتهای؟ آیا مردم با تو دوست هستند یا در حال جنگاند و تو در چه حالتی با آنها روبهرو هستی؟ بدان که چرخ روزگار همچون خاکی در درگاه انتظار میچرخد و ستارهها همچون میخ در خرگاه محکماند. مانند گذشتهها، آیا داستانی برای گفتن داری یا فقط روایت قدیمی بیماریهاست که بر زمین گذر کرده؟ فرصت ادامه جستجوی خود را داشتهای و به خطر هم دسترسی داری. آیا دشمنان تبدیل به دوستانت شدهاند یا هنوز نیروی درگیری وجود دارد؟ هر فعالیتی که تاکنون نام برده نشده، خود شاهد راه و روش و سبکی خاص است. به خداوندی که به من بندگی عطا کرده و به تو خدایی بخشیده، اندوه و شادی، ذلت و ارجمندی، کاهش و افزایش، ناآرامی و آرامش، بلندی و پستی، هوشیاری و مستی، آنچه که هست را بیهیچ کم و کاستی بیان کن و همراه هر کس که میشناسی و میتوانی، به بنده خاکسار خود بفرست، چرا که تمام وجودم، آماده و بیدار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.