هنگامی که از بیداد سردار در فراخای جهان در بدر بودم و آسیمه سر پی سپر، سالی را در اصفهان ناچارم به مرز عرب نامه نگار بایستی شد، و گزارش نامی از وی ناگزر بود. چون دلی از دستش سوخته داشتم و روانی به آذر آزار افروخته دست و خامه بر آن شد که از او به نکوهش و دشنام یاد آورده و خاک نام و ناموسش بی هیچ دریغ و افسوس برباد دهد. خرد خرده دان بانگ برزد که این کار نه بر هنجار کاردانی است و بر بازو نشره کامرانی، مایه پریشانی و پشیمانی.پند خود را کاربند آمدم و از روی ستایش درودی دانا پسند راندم. پیوند نامه بدان دوست و رسیدن کاروان سمنان، چون کردار و پاداش دوش به دوش افتاد. یکی از مردم کاروان که با من آشنا بود تا فرزندش به دبستان بر خواند از آن مرد خواست و گرفت و با خود برد، بردر الکای خوار که فرمان فرمای آن سمنان سار با سردار بود. میرزا محمد خواری که همواره دوست و نیکخواه رهی بود از روزگار پریشان من آگهی جست، خداوند نامه گفتش در اصفهان است. نامه ای هم به کربلا بر نگاشته. اینک بر من است، و همان بر چگونگی روزگارش گواهی روشن.
خان خوار از یار سمنان نامه باز جست و خود را برداشت، هنوز از انجمن به خانه نفرموده سردار او را چاراسبه به سمنان خواست، هنگامی رسید که سردار از آتش خشم دودش به سر همی شد و گفتارش با این بنده افتاده از گرز و نیزه و تیغ و تیر همی رفت. سواری چند نیز از در چاپاری و بیچاره آزاری زین بر راه انجام نهاده به کند و کوب خانه، و بند و چوب خویشان و بستگان من ایستاده اند. یار خواری راه خشم و پرخاش ودست آویز پیدا و فاش را جویا شد. گفتند: یغما سخنی دو در نکوهش سرکار سردار درهم بسته، سخن چینی که بی گناهی پیدا از او خسته بود ودل از مهرش رسته داشت از در دو بهم زنی ها که کیش بدگهران است و آئین بی هنران در گوش سردار سرودمایه این همه جوش و خروش آن داستان است و اینک گرد هستی وی و کسانش بر آسمان آئین مردمی کیش گرفت و نامه را بر دست نهاده فرا پیش رفت که نیک خواهی که نامه ای بدین روش از بوم عجم به مرز عرب فرستند، بی هیچ گفتگو چنین چیزها که دشمن خاک در دهان گوید از عراق به سمنان نخواهد فرستاد.
چون دبیر از شیوا زبان نامه فرو خواند، سردار در اندیشه فرو ماند. دیگر دوستان نیز از گوشه و کنار یار خواری را در راست داشتن یاری کرده یکباره از مکافاتش چالش برگشت و به آزار و مالش سخن چین یاوه درا فرمان راند. هر چه خواست کرد، هر چه داشت برد و بیش از آنچه در بند نگارش و گزارش آید، به باره من اندر سخن های زیبا فرمود. چندی بر این روش انجمن ها ساخت تا زنده بود با من راه خشنودی سپردی و به پاسداری و سپاسگزاری نام بردی.
فرزند من از این داستان دور و دراز نه راز کاردانی راندن خود است و نه افسانه مهربانی سردار خواند، همه از آن است که بدانی نامه چنان باید نگاشت که اگر به دست دوست یا دشمن افتد یا داستان هزار انجمن گردد، روانی فرسوده نشود، تو از خرده گیری های مردم باریک بین آسوده مانی مصرع: هان ای جوان که پیر شوی پند گوش کن. و کارهای جهان را بر هنجاری که باید و شاید نیازموده اگر اندرز من که نادره روزگارم خوار گیری و در نپذیری پشیمانی خواهد زاد. زندگانی پاینده باد و کامرانی فزاینده.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: روایت از درد و رنج نویسنده در اوضاع نابهسامان و بیدادگرانه سرداری است که در اصفهان زندگی میکند. او تصمیم میگیرد نامهای به سردار بنویسد و از او انتقاد کند. اما بعد از تفکر، به این نتیجه میرسد که بهتر است نامه را با رویکردی مثبت بنویسد. در این میان، با دوستی به نام خان خوار که در سمنان است، در ارتباط قرار میگیرد و نامهاش را به او میسپارد. سردار که خبر انتقادها را میشنود، ابتدا خشمگین میشود ولی پس از خواندن نامه، تغییر نظر میدهد و به جای انتقامجویی، نسبت به نویسنده مهربانی نشان میدهد. نویسنده به فرزندش توصیه میکند که در نوشتن نامهها باید دقت کند و از انتقادهای تند بپرهیزد، زیرا همواره مهم است که روابط را به شیوهای منطقی و سازنده حفظ کرد. به طور کلی، پیام اصلی این داستان، اهمیت نحوهٔ ارتباطات و نوشتن در روابط انسانی است.
هوش مصنوعی: زمانی که در اوضاع سخت و نابسامان ناشی از سلطه سردار در جهان بودم و پریشان حال در اصفهان به سر میبردم، ناچار به مرز عرب نامهای نوشتم و اشارهای به او داشتم. از او دل آزرده بودم و تصمیم گرفتم با قلم و کلمات، او را دشنام دهم و نامش را بیرحمانه زیر سوال ببرم. اما دانشی که در من بود به من هشدار داد که چنین کاری ناپسند است و تنها به پریشانی و ندامت من خواهد انجامید. بنابراین، به جای آن، نامهای نوشتم که در آن به تمجید از او پرداختم. با رسیدن کاروان به سمنان و تعاملات با دوستان، یکی از مسافران کاروان که با من آشنا بود، فرزندش را برای تحصیل از آن مرد درخواست کرد و با خود برد. پس از آن، یکی از آشنایان من که همیشه حامی و دوست من بود، خبر گرفت که در اصفهان بوده و نامهای نیز به کربلا نوشته است و این موضوع به وضوح نشانگر شرایط اوست.
هوش مصنوعی: خان خوار از یار سمنان نامهای دریافت کرد و به خود رسید، در حالی که هنوز به خانه نفرموده بود سردار او را با شتاب به سمنان خواست. زمانی رسید که سردار از شدت خشم به حالت ناگواری افتاده بود و گفتارش زیر فشار گرز، نیزه و تیغ و تیر قرار داشت. چند سوار هم از در چاپاری آمدند و در خانه را به هم کوبیدند و بستگان من در ترس و لرز ایستاده بودند. یار خوار در جستجوی دلیل خشم و جنجال بود و متوجه شد که فردی از سردار بدگویی کرده و این سخنچینی باعث شده که سردار نسبت به او خشمگین شود. این شخص بیگناه از او دل خوشی نداشت و با نقل این داستان به سردار، او را به خشم آورده بود. حالا این خشم بر آسمان زندگانی وی و بستگانش سایه افکنده بود و یار خوار نامه را در دست گرفت و به جلو رفت تا به سردار بگوید که بهتر است نامهای با این لحن از سرزمین عجم به مرز عرب ارسال نشود، زیرا بیتردید چنین حرفهایی که دشمنان بر سر زبان میآورند، از عراق به سمنان نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: وقتی دبیر نامه را با زبانی شیوا خواند، سردار در فکر فرو رفت. دیگر دوستان نیز به طور غیرمستقیم به او کمک کردند و ناگهان به وسیله چالشهایی که با آن مواجه شده بود، به او آزار رساندند و سخنان بیاساسی را به زبان آوردند. هر چه توانست انجام داد و هر آنچه داشت را گرفت و بیشتر از آنچه که در نوشتار و گزارش آورده شود، در مورد من سخنهای زیبا گفت. مدتی بر همین روال گذراند و تا زمانی که زنده بود، در این زمینه تلاش کرد و به سپاسگزاری و قدردانی از من پرداخت.
هوش مصنوعی: فرزندم، این داستان طولانی نه به خاطر مهارت من در نوشتن است و نه داستانی از محبت سرداری است. بلکه مهم این است که باید بدانی چگونه نامهای بنویسی که اگر به دست دوست یا دشمن رسید، همچنان باعث خستگی روح نشود. تو باید از انتقادهای دقیق و ریزبین مردم ناراحت نشوی. به یاد داشته باش: جوانی که به پیری میرسد، باید از پندها بهرهمند شود. اگر کارهایت را بر اساس اصول و معیارهای درست انجام ندهی، نصیحت من که از روزگار نادر است، ممکن است به بیاعتنایی کشیده شود و در آینده پشیمان شوی. زندگی همیشه باید پایدار و موفقیت بیشتر و بیشتری همراه داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.