ای از بر من دور همانا خبرت نیست
کز مویه چو موئی شدم از ناله چونالی
سعید را گفتم آن بخت مسعود را از ورود مملوک خویش خبرده که پس از دیدار آقا بزم بندگان را به مقدم میمون خود مقام محمود دارد. بعد معلوم افتاد که تازه به عیادت فرموده اند، و وقت دلجوئی ارباب ارادت و اصحاب عبادت نیست استغفرالله، بیت:
اختیار خود داری هر چه می کنی جانا
گر به خضر جان بخشی ور کشی مسیحا را
به دلخواه خود حرکت کن.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شعر، شاعر از دوری محبوبش شکایت دارد و احساس میکند که غم و نالهاش قابل وصف نیست. او به سعید میگوید که چه بخت خوشی نصیب مسعود شده که بعد از دیدار معشوق به عبادیان میپردازد. سپس اشاره میکند که محبوب به عیادت آمده و زمانی برای دلجویی نیست. در پایان، شاعر به محبوب میگوید که آزاد است هر طور که میخواهد عمل کند، چه موافق میل او باشد یا نه.
هوش مصنوعی: ای کسی که از من دوری، بدان که بیخبر هستی از حال من. من به اندازهای در اندوه و ناله غرق شدهام که دیگر نمیتوانم صدای خود را بشنوم.
هوش مصنوعی: به سعید گفتم که مسعود از ورود مملوکی خود آگاه شده است و پس از ملاقات، بزم خود را به خاطر مهمان عزیزش، مقام محمود، ترتیب داده است. سپس مشخص شد که او تنها به عیادت آمده و وقت مناسبی برای دلجویی از دوستانش نیست. خدای ناکرده.
هوش مصنوعی: عزیزم، تو در انتخابهای خود آزادی کامل داری. هر کاری که انجام دهی، اگر به کسی جان ببخشی یا حتی مسیح را هم از زندگی دور کنی، باز هم اختیار در دست خود توست.
هوش مصنوعی: براساس خواستههای خود عمل کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.