قبله گاها:
اگر محول حال جهانیان نه قضاست
چرا مجاری احوال بر خلاف رضاست
کسی ز چون و چرا دم نمی تواند زد
که کارگاه حوادث ورای چون و چراست
ای عزیز آخر دیدی که بوستان بی سر خر و انجمن خالی از خطر نیست. با وجود این همه مردم مختلف اللحیه همانا محفلت را تکیه بکتاش باید گفت. من اینکه پی سپر و خود را از این مخاطرات بیرون خواهم افکند اگر چه حمل بر بدعهدی خواهی کرد و این حرمت را به بیوفائی نسبت خواهی داد. الفراق ممالا یطاق من سنن المرسلین، رفتم تا کی و کجا به شرف حضور حضرت که وام دل بود و او کام جان دید روزی شود. یا عزیز این چه اوضاع است که در هر مجلس و محفلت شهود می افتد، این ایوان بزم است یا میدان رزم، اگر میدان رزم است ما مردم میدان نیستیم و اگر ایوان بزم، این همه اصحاب رزم کیستند، غرض من زیاده تاب درنگ نداشتم آسیمه سر روی به صحرا گذاشتم.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعرانه، نویسنده به بررسی وضعیت انسانها و حوادث پیرامون آنها میپردازد. او به وجود تنوع در انسانها و خطرات موجود در زندگی اشاره میکند و به این نکته تأکید میکند که هیچکس نمیتواند از چرایی و چگونگی حوادث به سادگی سخن بگوید، زیرا این امور فراتر از فهم انسانی است. او حسرت دوری از معشوق را بیان میکند و به شرایط ناپایدار زندگی اشاره میکند که بهگونهای هر روز شرایطی متفاوت و نا امن را رقم میزند. در نهایت، نویسنده تصمیم میگیرد که دیگر در این شرایط نماند و به صحرا برود تا از این وضع رهایی یابد.
هوش مصنوعی: اگر نمیشود که سرنوشت مردم به خواست خدا رقم بخورد، پس چرا اوضاع و احوال مردم بر خلاف رضایت و خوشنودی آنها پیش میرود؟
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند دربارهی دلیل و چرایی اتفاقات صحبت کند، زیرا روند حوادث از محدودهی بررسی و تحلیل فراتر است.
هوش مصنوعی: ای دوست، آیا دیدهای که در این باغ چه بسا خطرها وجود دارد و همه مردم با افکار و عقاید متفاوت در آن حاضرند؟ به هر حال، باید پذیرفت که این جمع تنها به بکتاش تکیه دارد. من قصد دارم خود را از این خطرات دور کنم، هر چند ممکن است تو این را به بدعهدی و بیوفایی تعبیر کنی. جدایی و فراق جزو سرنوشت پیامبران است. من میخواهم بدانم تا چه زمانی باید منتظر حضور آن بزرگوار بمانم که دل مرا شاد کند و به من آرامش بدهد. یا دوست، این چه وضعیتی است که در هر جمع و محفلی در حال رخ دادن است؟ آیا اینجا محفل شادی است یا میدان جنگ؟ اگر میدان جنگ است، ما در آنجا جایی نداریم و اگر اینجا محفل شادمانی است، پس این همه جنگجویان در اینجا چه میکنند؟ به هر حال، من دیگر نمیتوانم درنگ کنم و بیتاب به سمت بیابان رفتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.