گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

ما را نبود دلی که خرم گردد

خود بر سر کوی ما طرب کم گردد

هر شادی عالم که بما روی نهد

چون بر سر کوی ما رسد غم گردد

قطران تبریزی

آنی که دل من از تو خرم گردد

روی تو همی چراغ عالم گردد

چون از سختی دلم پر از غم گردد

چون بنگرمت غم از دلم کم گردد

عطار

ای بس که فلک در صف انجم گردد

تا یک مردم تمام مردم گردد

جان تو کبوتریست پرّیده ز عرش

هرگاه که هادی نشود گم گردد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه