... ون خرم از ریش بلندی که تو داری
گر گوش کنم پهن به پندی که تو داری
با طره وخالت که زند پنجه که سرهاست
در گردن از این گرز و کمندی که تو داری
از بند مسلم برهائی همه آزاد
آزادی ما بسته به بندی که تو داری
بارند هری تا مصر عناب ز بادام
از حسرت آن پسته و قندی که تو داری
پس پس خزر از سردی خالت دل گرمم
آتش بگریزد ز سپندی که تو داری
ما را نپسندی و پسندی همه آفاق
آه از دل ... پسندی که تو داری
تا بنده ... خودی ترک خدا گوی
خود نشنوی این بوی به گندی که تو داری
شیرین عجم ار تاخت به گلگون عرب انداز
آفاق بتازی به سمندی که تو داری
سردار چه دیبا و چه سندان گه پیکار
با آتش سوزنده پرندی که تو داری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت دیگری میپردازد که شاعر به او عشق میورزد. شاعر با اشاره به ریش بلند و موهای زیبای معشوق، از تاثیر این زیبایی بر دل و جان خود میگوید. او میگوید که این زیبایی او را از بند مشکلات رها کرده و به آزادی رسانده است. همچنین به حسرتهایی که بابت زیباییهای او دارد، اشاره میکند و بیان میکند که این زیبایی در او شعلهای از عشق و احساس را به وجود میآورد. در نهایت، شاعر به تضاد میان عشق و آرزوهای خود میپردازد و از احساساتی چون شوق و حسرت صحبت میکند.
هوش مصنوعی: اگر به ریش بلندی که تو داری نگاه کنم و به آن توجه کنم، خرم و شاداب میشوم. این نشاندهنده اهمیت زیبایی و جذابیت تو برای من است.
هوش مصنوعی: مو و زلفت مانند دامی است که افراد زیادی را به خود جذب میکند. زیبایی و جذابیت تو به قدری قوی است که همه به دور تو جمع میشوند و اسیر سحر و جادوی تو میگردند.
هوش مصنوعی: همه از قید و بند آزاد شدهاند، اما آزادی ما به نوعی وابسته به بندی است که تو دارد.
هوش مصنوعی: باران به شدت میبارد تا در مصر، درختان عناب رشد کنند، در حالی که بادامها به خاطر حسرت زیبایی پسته و قندهایی که تو داری، گلایه میکنند.
هوش مصنوعی: دل من با یاد تو گرم میشود، حتی اگر سردی خزر را احساس کنم. آتش عشق تو میتواند بر هر چالشی غلبه کند، مانند شمعی که از گرمای خود میسوزد.
هوش مصنوعی: ما را نمیپسندی اما هر کجا که بروی، همه جا را دوست داری. آهی از دل میزنم، چون تو تنها کسی هستی که به میل و خواستهات توجه داری.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خود را فراموش کردهای و به خودخواهی مشغولی، نمیتوانی صدای حقیقی را بشنوی یا درک کنی بویی که از وجودت برمیخیزد و میتواند ناخوشایند باشد.
هوش مصنوعی: اگر شیرین زبانان عجم به پرچم قرمز عرب حمله کنند، تو با اسب تندرویت در عرصه بزن و برو.
هوش مصنوعی: ای سردار، چه فرقی نمیکند که با چه لباسی یا در چه شرایطی هستی، در هر حال باید آماده نبرد با آن آتش سوزانی باشی که در دل داری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دام ره خلقی شده، بندی که تو داری
افتاده همه کس، به کمندی که تو داری
ای زلف گره گیر، رهایی زتو ما را
مشکل شده از حلقه و بندی که تو داری
بالای خوش سرو، بر افروخته قامت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.