به تعب می کشدم چرخ چه شد غمزه یار
که به یک چشم زدن بگذردم کار از کار
بیش و کم عشق کشنده است چه دجله چه محیط
آب یک نی چو همی بگذرد از سر چه هزار
نو به نو تختگه خسرو دوری است دلم
طرح یارب به چه طالع شده این کهنه حصار
تا شد آن زلف معقرب زکفم نیش زند
بر تنم هر سر مو چون دم عقرب سر مار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وضعیت دردناک عشق و جدایی اشاره میکند. او از غم و ناراحتی ناشی از معشوقهاش سخن میگوید و اینکه چگونه لحظهای میتواند همه چیز را تغییر دهد. عشق را توصیف میکند که کشنده است و هر لحظه میتواند انسان را به دردسر بیندازد. همچنین به دلتنگی و حسرتی که از دوری معشوق به او دست میدهد، اشاره میکند و نگران است که نیش زلف و زیبایی معشوق به او آسیب بزند. بهطور کلی، شعر احساسات قوی عاشقانه و غمناک را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: خیلی تحت تاثیر معشوق قرار گرفتهام؛ نمیدانم چه بلایی بر سرم آمده که در یک لحظه همه چیز تغییر کرد و من از همه چیز گذشتهام.
هوش مصنوعی: عشق اگر به حدی باشد که افراطی شود، میتواند خطرناک باشد؛ مانند دجله یا رودخانهای عمیق. وقتی نی از سطح آب عبور کند، هزاران چیز را در دل خود دارد.
هوش مصنوعی: دل من همواره در پی آرزوهای تازهای است، اما افسوس که هنوز در این حصار قدیمی گرفتارم. ای کاش بدانم که سرنوشت چه نقشی برای من رقم زده است.
هوش مصنوعی: وقتی آن زلف پیچیده به دستم میرسد، نیشش بر بدنم میزند و هر تار مویش شبیه به دم عقرب و سر مار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر شود بحر کف همت تو موج زنان
ور شود ابر سر رایت تو توفان بار
بر موالیت بپاشد همه در و گوهر
بر اعادیت ببارد همه شخکاسه و خار
ای ز کار آمده و روی نهاده به شکار
تیغ و تیر تو همی سیر نگردند ز کار
گاه تیغ تو بر آرد ز سر دشمن گرد
گاه تیر تو بر آرد ز بر شیر دمار
هیبت تیغ تو و تیر تو دارد شب و روز
[...]
دی در آمد ز در آن لعبت زیبا رخسار
نه چنان مست بغایت ، نه بغایت هشیار
طربی در دل آن ماه نو آیین زنبیذ
اثری در سر آن لعبت زیبا رخسار
از خم زلفش برگ سمنش غالیه پوش
[...]
بوستانبانا امروز به بستان بدهای؟
زیر آن گلبن چون سبز عماری شدهای؟
آستین برزدهای دست به گل برزدهای؟
غنچهای چند ازو تازه و تر بر چدهای؟
دستهها بسته به شادی بر ما آمدهای؟
[...]
هرکه در پیش تو بر خاک بمالد رخسار
ملک کونین مسخّر بودش لیل و نهار
دگران گر به قدم بر سر کوی تو روند
من به سر بر سر کوی تو روم مجنونوار
سلطنت غیر تو کس را نسزد ز انکه به لطف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.