در گهر غیرت هفتاد گرامی پسر است
آن پری دخت که مامش خم و تاکش پدر است
تا میان در به صلیب است وسبوبر به سراست
مر مرا تاج ز خورشید و ز جوزا کمر است
شهر از آن اختر عقرب سپر آزرده و من
رنجه ز آن عقرب شبرنگ که اختر سپر است
بر به زین اندرش آن گونه آذرگون بین
نتوان گفت همی آذر برزین دگر است
آبگین گونه ز آهم همه آژنگ آری
این نه آهست و نه آئینه شمال و شمر است
فتنه دیدی ثمر تیر و کمان وین نه شگفت
فتنه بنگر که همی تیر و کمانش ثمر است
گرد نوشین لبش ار خط معقرب بدمید
کی شگفت آرم جراره نتیجه شکر است
جز تو کت نیست میان نقص ندیدم که کمال
جز تو کت نیست دهان عیب ندیدم هنر است
بید مجنون را مانی تو بدین پیکر و زلف
بید مجنونی کورا دل و دین برگ و بر است
گر برم نام بدان ابروی و آن کاکل و زلف
شرف دولت شمشیر و کلاه وکمر است
فیض عارض اگر این فتنه قامت اگر آن
خاک فردوس هبا خون قیامت هدر است
سخت تر شد دلش از آتش آهم یغما
گفت شعری شرر از سنگ نه سنگ از شرراست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به وصف زیبایی و ویژگیهای یک دختر میپردازد. شاعر از غیرت و ارزشهای او سخن میگوید و او را به عنوان یک پری توصیف میکند که زیباییاش جذاب و دلرباست. او همچنین به احساسات و آتش درونیاش اشاره دارد و از محبت و عشقش یادی میکند. همچنین شاعر به کمال و بینقصی او اشاره کرده و بیان میکند که هیچ عیبی در او نمیبیند. در نهایت، شاعر تشبیهاتی از طبیعت و چگونگی تأثیر زیبایی این دختر بر دل باختهاش استفاده میکند. تمام این مضمونها نشاندهنده شدت احساسات و عشق عمیق شاعر به موضوع شعر است.
هوش مصنوعی: در دل گوهر غیرت، هفتاد پسر با ارزش وجود دارد و آن دختر زیبا، فرزانهای است که مادرش نمایانگر چهرهاش و پدرش مانند تاکش است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که در وسط در مصلوب است و سبویی به خانه است، بر من تاجی از نور خورشید و کمربندی از ستارههای جوزا (دو قلوها) وجود دارد.
هوش مصنوعی: شهر به خاطر ستارهای به نام عقرب، تحت فشار و ناراحتی است و من نیز از آن عقرب تیرهرنگ که همان ستاره است، دچار رنج و ناراحتی شدهام.
هوش مصنوعی: بر روی مرکب، آنچنان که درخشان و سرخ به نظر میآید، نمیتوان گفت که آتش این سوارکاری با آتش دیگری متفاوت است.
هوش مصنوعی: چهرهام مانند شیشه است و صدای ناامیدیم به گوش میرسد. این نه تنها صدای آرامی است و نه زیبایی آینهای، بلکه نشانهای از درد و اندوه عمیق است.
هوش مصنوعی: وقتی که تو نتیجهی حملات و نقشهها را میبینی، نباید تعجب کنی که این نتایج حاصل از تیر و کمان است. بلکه باید دقت کنی که خود ان تیر و کمان هم میوهی همین فتنههاست.
هوش مصنوعی: اگر خط معقری از لبان شیرین او خارج شود، چه شگفتی که آن را با دانههای شکر مقایسه کنم.
هوش مصنوعی: جز تو کسی را نمیشناسم که در نقصهایش به کمال دست یافته باشد، و هیچ عیبی در دهان وجود ندارد که هنر به شمار نیاید.
هوش مصنوعی: با ظاهری شبیه به بید مجنون، تو را میبینم و این محنت و عشق، دل و ایمانم را مثل برگ و میوه پر بار کرده است.
هوش مصنوعی: اگر نام زیباییهای تو، یعنی ابرو و آن موهای قشنگت را ببرم، جایگاه و ارزش آنها به اندازه شمشیری که شرافت و قدرت را نمایان میکند و کلاهی که بر سر است و کمری که نشانهی شکوه و زیبایی است، خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر خوشی و زیبایی در این فتنه و سختی باشد، حتی اگر آسمان به روی زمین بیفتد و خونها ریخته شود، همه اینها بیهوده و meaningless است.
هوش مصنوعی: دل او به شدت آزرده و ملتهب شده است، به طوری که گویا شعری مانند آتش سوزان از وجودش خارج میشود. این شعر از دل او نشأت میگیرد و با وجود سختی و سنگینی، همچنان آتشین و پرماجراست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خردمند نگه کن که جهان برگذر است
چشم بیناست همانا اگرت گوش کر است
نه همی بینی کاین چرخِ کبود از برِ ما
بسی از مرغ، سبکپَرتر و پرّندهتر است؟
چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپید
[...]
پیش من یکره شعر تو یکی دوست بخواند
زانزمان باز هنوز این دل من پر هسر است
در خانی ز پس اوست و بآنحلقه در است
نتوان گفت کز آنهاست کز آنها بتر است
سرخ مرد است ولی چاره چه دانم چو غر است
سرخ عر نبود در زیر برنگ دگر است
فلسفه داند و از فلسفه دانان خر است
[...]
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است
که همه کار جهان رنج دل و دردسر است
تا تو در ششدرهٔ نفس فرومانده شدی
مهره کردار دل تنگ تو زیر و زبر است
عمر بگذشت و به یک ساعته امید نماند
[...]
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفسپرستی دگر است
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید
یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.