گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رباعی شمارهٔ ۲۲ به خوانش علی پورزارع
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
اوحدالدین کرمانی

گر جور کنی از تو فغان نتوان کرد

ور لطف کنی تکیه بر آن نتوان کرد

در حوصلهٔ قلم نگنجد رازم

آتش به میان نی نهان نتوان کرد

مولانا

گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد

گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد

گفتم که تو بحر کرمی گفت خموش

در است چو سنگ رایگان نتوان کرد

حکیم نزاری

جانست شراب ترک جان نتوان کرد

زو گر چه گرانست کران نتوان کرد

هر رنج که از شراب ظاهر گردد

الا به شراب دفع آن نتوان کرد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه