|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر دربارهٔ اهمیت و ارزش زر (طلا) صحبت میکند و بیان میکند که این زر هرگز ارزشمندتر از نیازهای انسانی نیست. او به کسی که طلا را طلب میکند، اشاره میکند و میگوید که این طلا به صرفه نیست و خود را در دست دیگران نمیبیند. شاعر از مشکلاتی که به دلیل این درخواست به او وارد شده، ناراحت است و در نهایت به این نتیجه میرسد که طلا باید در همیان تاجر باشد، چرا که به خاطر هزینههای زیاد، سالهای طولانی ارزش خود را از دست نمیدهد.
هوش مصنوعی: دیروز وقتی از تو درخواست زری کردم، تو با لطف خود به من عطا کردی. هیچکس نتواند به راحتی درخواستهای بیشماری که دارم، برآورده کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که ارزش چیزی به حق و حقیقت آن بستگی دارد و حتی اگر به رایگان هم باشد، ارزش ندارد اگر چیزی برای آن قیمتی تعیین نشده باشد. شاعر به نوعی خود را از این مسئله جدا کرده و به پرسش میپردازد که چرا باید چیزی را که بیارزش است، حتی به رایگان، به دیگری بدهد.
هوش مصنوعی: به شوخی و بازی، او را از دست و به دیگری میسپارند و به من رسیدن از این وضعیت سخت شده است. از این رو، دست به دو دست دیگر میزنم.
هوش مصنوعی: زری مناسب است برای همیان و کیسهٔ تاجر، زیرا که خرج آن در طول سالهای طولانی تمام نمیشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز
زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز
اگرچه چنگ نوازان لطیف دست بوند
فدای دست قلم باد دست چنگ نواز
تویی، که جور و بخیلی به تو گرفت نشیب
[...]
اگر چه دیده افعی بخاصیت بجهد
بدانگهی که زمرد بدو بری بفراز
من این ندیدم، دیدم که خواجه دست بداشت
برابر دل من بترکید چشم نیاز
اگر دو دیده افعی بهخاصیت بکند
بدانگهی که زمرد بدو برند فراز،
من این ندیدم و دیدم که میر دست بداشت
برابر دل من بترکید چشم نیاز.
بهشت وار شد از نوبهار گیتی باز
در بهشت بر او کرد چرخ گوئی باز
درم درم شده روی زمین چو پشت پلنگ
شکن شکن شده آب شمر چو سینه باز
سرشگ ابر کند هر فراز را چو نشیب
[...]
چو عزم کاری کردم مرا که دارد باز
رسد به فرجام آن کار کش کنم آغاز
شبی که آز برآرد کنم به همت روز
دری که چرخ ببندد کنم به دانش باز
اگر ندارم گردون نگویدم که بدار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.