شد چاک دل من از رفوگر
بر من لب لعل او شد اخگر
شیرین سخنی در آن لب شور
شهد است در آشیان زنبور
شاید فتدش به من نظاره
شادم ز لباسِ صبرِ پاره
در دیده نگاه حسرت من
چون رشته بود به چشم سوزن
هستم ز دلِِ اسیرِ بریان
دنبالِ نگاهِ خویش پویان
کردست به نوک سوزنم صید
از چشم خودم فتاده در قید
نبود بسوی نجات راهم
شد رشته ی دام من نگاهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و درد دل شاعر است. او از عواطف و احساسی که با لبان شیرین معشوقش پیدا کرده، سخن میگوید. دل او به خاطر دوری از معشوق پارهپاره شده و حالتی از حسرت و افسوس را تجربه میکند. نگاه او به معشوق مانند سوزن است که به دلش میزند و او را به قید عشق گرفتار کرده است. شاعر احساس میکند که هیچ راه نجاتی ندارد و تنها در دام نگاه معشوق خود به سر میبرد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دلتنگی و بیتابی در برابر زیبایی و لبهای شیرین او دچار درد و زخم شده است.
هوش مصنوعی: سخنان شیرین مانند عسل در زنبورستان است.
هوش مصنوعی: شاید او به من نگاه کند و من از دیدن آن خوشحال شوم، با اینکه دلم پر از درد و زخم است.
هوش مصنوعی: نگاه حسرت من در چشم دیگران به گونهای است که مانند نخ در چشم سوزن گیر کرده است.
هوش مصنوعی: من از دلِ اسیر و آتش گرفتهام، در جستجوی نگاه خودم هستم.
هوش مصنوعی: با نوک سوزن هدفی را هدف گرفتهام که از چشم خودم گرفتار شدهاست.
هوش مصنوعی: در مسیر نجات، نگاهم به دامی تبدیل شد که مرا گرفتار کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.