گنجور

 
طغرل احراری

نغمه قانون هستی ساز مضراب فناست

قامت پیری به عمر رفته آهنگ صداست

چشم عبرت واکن و بنگر تو در خاک عدم

افسر شاهی طراز نقش دامان گداست

فرصت شادی عهد غم دو روزی بیش نیست

گل اگر در خنده و بلبل به گلشن در نواست

بگذر ای فرهاد از سودای شیرین بعد ازین

هرچه سامان کرده‌ای زین کوه تمهید صداست

عقل می‌باشد غبار دیده مجنون ما

خاک صحرای جنون در چشم عاشق توتیاست

ای که می‌خواهی قدم در وادی عشقش زدن

جز دلیل شوق سویش دیگری کی رهنماست؟!

بر دلم هر لحظه عکس عارضش گل می‌کند

جوهر آیینه را بالیدن از جوش صفاست

موسم عید است نه بر مشهد ما یک قدم

بر کف پای تو خونم کی کم از رنگ حناست؟!

باشد از میخانه امکان به هرکس مشربی

خضر ممنون و سکندر در پی آب بقاست

هیچ کس طغرل نباشد تکیه‌گاه هیچ کس

آنکه در افتادگی دست تو را گیرد خداست!

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

یافت از یزدان ملک سلطان به شادی هرچه خواست

روز شادی روز ما سلطان دین سلطان ماست

بند شاهی کرد محکم راه دولت کرد پاک

چشم عالم کرد روشن‌ کار گیتی کرد راست

وقت وقت رامش است و روز روز عشرت است

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
انوری

آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی

گفت کین والی شهر ما گدایی بی‌حیاست

گفت چون باشد گدا آن کز کلاهش تکمه‌ای

صد چو ما را روزها بل سال‌ها برگ و نواست

گفتش ای مسکین غلط اینک از اینجا کرده‌ای

[...]

خاقانی

شاه را تاج ثنا دادم نخواهم بازخواست

شه مرا نانی که داد ار باز می‌خواهد رواست

شاه تاج یک دو کشور داشت لیک از لفظ من

تاجدار هفت کشور شد به تاجی کز ثناست

شه مرا نان داد و من جان دادمش یعنی سخن

[...]

سید حسن غزنوی

یارب این مائیم و این صدر رفیع مصطفاست

یارب این مائیم و این فرق عزیز مجتباست

یارب این مائیم و این روی زمین یثرب است

کاسمان را هفت پشت از رشک یک رویش دوتاست

خوابگاه مصطفی و کعبه مان از پیش و پس

[...]

حکیم نزاری

خوش ولایت ها که در تحتِ امورِ اولیاست

مصرِ استغنا و رومِ فقر و بغدادِ رضاست

بخشِ ایران قسمِ عشق و قسم توران بخش عقل

در میان آمویِ حکمت هم روان و هم رواست

هم خراسانِ سلامت هم عراق عافیت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه