شور دریای محبت موجی از آب من است
برق شمشیر حوادث لمعه تاب من است
پردهدار ساز قانون بم و زیر غمم
نغمه «عشاق » از آهنگ مضراب من است!
نیست جز تعبیر حیرانی مرا فال دگر
فرش مخمل سرگذشت قصه خواب من است
میزند مهر دلم گر بخیه در جیب سحر
چاک دامان کتان لیکن ز مهتاب من است
خواندهام درس ادب را پیش استاد جنون
قد ماه نو دوتا از وضع آداب من است
جوش طوفان سرشکم دارد آهنگ دگر
خاک صحرای جنون تمهید سیلاب من است
طاقت یک عالم از ابروی یارم طاق شد
سجدهگاه صد جبین از شوق محراب من است
ای خوشا از مصرع بیدل که طغرل گفته است
بزم گردون صبح خیز از لعل سیراب من است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلدادگی خود به معشوق میگوید و آن را با زیباییهای طبیعت و تأثیرات عاطفی مقایسه میکند. او عشق را به مثابه دریایی پرموج میداند که قلبش را تحت تأثیر قرار داده و حوادث زندگیاش را مانند شمشیری میبیند که بر او اثر میگذارد. شاعر از حیرت و سرگشتگی خود در عشق با نغمههای عاشقانه و تیرگیهای زندگی سخن میگوید و عمیقاً با احساساتی چون شوق و عذاب دست به گریبان است. او به دانش عشق و حیرت در این مسیر اشاراتی دارد و بر اعتقادش به زیباییهای معشوق تأکید میکند، به طوری که ابروان معشوقش برای او همچون محرابی است که در آن سجده میکند. در آخر، شاعر بر این باور است که شعرش یادگاری از عشق و احساسات عمیقش باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: احساسات عمیق عشق و محبت مانند موجی در دریا، در وجود من جریان دارد و نیرنگهای سختیها و مشکلات زندگی، همچون درخششی در وجود من نمایان میشوند.
هوش مصنوعی: به من اجازه بده که به بیان احساسم بپردازم و غم خود را از زیر پردهای پنهان کنم؛ چون آهنگ عشق و شور من مانند نغمهای است که از ساز من به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که رخ دادن را توجیه میکند، سردرگمی من است. فال جدیدی وجود ندارد و فرش مخملی که زیر پایم است، داستان خواب من را روایت میکند.
هوش مصنوعی: دل من با عشق بیپایان به سحر میلرزد، حتی اگر در دامن کتانش درزهایی باشد، اما زیباییاش تنها از ماهتاب من ناشی میشود.
هوش مصنوعی: من درس آداب و رفتار را از استاد دیوانگی آموختهام، و زیباییهای گونهام نیز به شیوههای مختلف به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: احساسات فرو خورده من مانند یک طوفان در درونم به جوش آمده و آماده است که به شکلی دیگر خود را نمایان کند. در این بیابان دیوانگی، خروش و شدت این احساسات به نوعی باعث شکلگیری یک سیلاب میشود.
هوش مصنوعی: تحمل یک دنیا درد و رنج از زیبایی ابروی یارم تمام شده است. جایگاه عبادت و سجدهام به اندازهای از شوق و عشق به او پر شده که دل بسیاری را به خود جذب کرده است.
هوش مصنوعی: ای کاش از شعر بیدل که طغرل دربارهاش گفته، لذت ببریم؛ بزم آسمان در صبح از لطف و زیبایی وجود من سیراب است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل چو کشتی، جان روشن عالم آب من است
بادبان و لنگرش بیداری و خواب من است
از فروغ عاریت پاک است وحدت خانه ام
زردی رخساره من شمع محراب من است
ثابت و سیاره گردون من اشک است و داغ
[...]
بزمگردون صبحخیز ازگرد بیتاب من است
نور این آیینهٔ مینا ز سیماب من است
یکجهان ضبط نفس دارد به خود پیچیدنم
رشتهٔموهوم هستی تشنهٔنابمن است
تا تغافل دارم از وضع جهان آسودهام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.