شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را
میکند شیرازه دامان گل زنجیر را!
کرده استاد ازل شرح گلستان رخش
از غبار خط ریحان شیوه تحریر را!
من شهید تیغ ابرویم برای قتل من
از شکست ماه نو کن قبضه شمشیر را!
مانی از صورتگری بگذر که نتوان یافتن
در تتبعخانه چین نقش این تصویر را!
از قضا من با جفا و جبر ظلمش راضیام
بس که تغییری نباشد خامه تقدیر را!
بر دلم از زخم پیکانش اثر پیدا نشد
از پر عنقا بود بال رسا این تیر را!
هیچ دیدستی که اندر مزرعآباد جهان
مرغ معنی رام گردد دانه انجیر را
میزند چشمش کمان فتنه گر آرد به زه
با پر یک ناوک بیداد صد نخچیر را!
بیش ازین الفتپرست و هم حیرانی مباش
تا به کی در خواب مخمل قرعه تعبیر را؟!
بگذر از سودای اوهام خیال سیم و زر
تا کجا خواهی کشیدن منت اکسیر را؟!
در بلای هجر او طغرل تحمل پیشه کن
رحم نبود هیچ خوی آن جفا تخمیر را!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به معشوقی اشاره دارد که با زیبایی و دلرباییاش دل شاعر را میرباید. شاعر از درد و رنج ناشی از عشق و جدایی صحبت میکند و به قضا و قدر و ناپایداری دنیا اشاره میکند. او میگوید که در برابر سختیها و جفاهای عشق، راضی است و با وجود زخمها و مصائب، تغییری در تقدیرش نمیبیند. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که نباید در خواب اوهام و آرزوهای بیمورد غرق شود و باید به واقعیات زندگی توجه کند، حتی اگر این واقعیت شامل تحمل درد جدایی باشد.
هوش مصنوعی: دختر playful من هر بار که موهایش را باز میکند، مانند قیر، که سفت و چسبنده است، زنجیر لباس گل را شل و بینظم میکند!
هوش مصنوعی: استاد ازل، زیبایی و شکوه چهره گلستان را با دقت و هنرمندی توصیف کرده است، گویی که جامهای از غبار روی گلهای ریحان بر تن دارد.
هوش مصنوعی: من به خاطر جذابیت ابروهایم جان میدهم، برای از پا درآوردم خودم، چهرهام را مانند شمشیری رها کن!
هوش مصنوعی: از هنر تصویرسازی فراتر برو، زیرا در جستجوی تصویر این چهره در خانه چین نمیتوانی چیزی پیدا کنی!
هوش مصنوعی: به طور غیرمنتظرهای من از ستم و سختیهایی که او به من میکند راضی هستم، چون هیچ چیز در سرنوشت من تغییر نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: زخم تیر او بر دلم اثر نگذاشت؛ زیرا بال رسا و توانای این تیر از پرهای پرندهای افسانهای و نادر است.
هوش مصنوعی: آیا تا به حال دیدهای که در دنیای آباد و کشاورزی، پرندهای در جستجوی دانه انجیر آرامش پیدا کند؟
هوش مصنوعی: چشم او مانند کمان است که فتنه و آشوب خلق میکند و با تیر ناوک خود، معصیت و ظلم را به سمت هزاران دام و گرفتارگاه رها میکند.
هوش مصنوعی: دیگر به محبت و دوستی افراط نکن و بیش از این در حیرت و سردرگمی نمان. تا کی میخواهی در خواب و خیال به تفسیر تقدیر و سرنوشت بپردازی؟
هوش مصنوعی: از خیالهای بیثمر و عشق به ثروت و زر پرهیز کن، چون تا کی میخواهی انتظار منت و لطف چیزهای بیارزش را بکشی؟
هوش مصنوعی: در شرایط سخت دوری از او، مانند طغرل با صبوری رفتار کن، چرا که رحم و محبت در دل کسی که با جفا و سختی رفتار میکند، وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را
جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را
من که با مویی به قوّت برنیایم ای عجب
با یکی افتادهام کو بُگسلد زنجیر را
چون کمان در بازو آرد سروقدِ سیمتن
[...]
دیدمش در دل نهفتم آه بیتأثیر را
در کمان از بس که دزدیدم شکستم تیر را
پای رفتن نیست زین بزمم که در بیرون در
بخت دارد در کمین هجر گریبان گیر را
خوشدل از غیرم که در بزم وصال او نیافت
[...]
ضعف طالع برده از من قوت تدبیر را
برنتابد از خرابی خانهام تعمیر را
گر چنین شاداب از خون شهیدان میشود
آب پیکان سبز خواهد کرد چوبِ تیر را
کی دگر از خانهٔ چشمم قدم بیرون نهی
[...]
سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را
کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را
دشمنِ خونخوار را کوته به احسان ساز، دست
هیچ زنجیری به از سیری نباشد شیر را
حسن را خطِ غبارش بینیاز از زلف کرد
[...]
برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر را
با گریبان کار افتد دست دامنگیر را
نام من در دفتر اهل شهادت داخل است
کرده ام روشن سواد جوهر شمشیر را
پاسبان مستی ما نیست غیر از تیغ عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.