گنجور

 
طغرل احراری

شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را

می‌کند شیرازه دامان گل زنجیر را!

کرده استاد ازل شرح گلستان رخش

از غبار خط ریحان شیوه تحریر را!

من شهید تیغ ابرویم برای قتل من

از شکست ماه نو کن قبضه شمشیر را!

مانی از صورتگری بگذر که نتوان یافتن

در تتبع‌خانه چین نقش این تصویر را!

از قضا من با جفا و جبر ظلمش راضی‌ام

بس که تغییری نباشد خامه تقدیر را!

بر دلم از زخم پیکانش اثر پیدا نشد

از پر عنقا بود بال رسا این تیر را!

هیچ دیدستی که اندر مزرع‌آباد جهان

مرغ معنی رام گردد دانه انجیر را

می‌زند چشمش کمان فتنه گر آرد به زه

با پر یک ناوک بیداد صد نخچیر را!

بیش ازین الفت‌پرست و هم حیرانی مباش

تا به کی در خواب مخمل قرعه تعبیر را؟!

بگذر از سودای اوهام خیال سیم و زر

تا کجا خواهی کشیدن منت اکسیر را؟!

در بلای هجر او طغرل تحمل پیشه کن

رحم نبود هیچ خوی آن جفا تخمیر را!

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سعدی

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

من که با مویی به قوّت برنیایم ای عجب

با یکی افتاده‌ام کو بُگسلد زنجیر را

چون کمان در بازو آرد سروقدِ سیم‌تن

[...]

نظیری نیشابوری

دیدمش در دل نهفتم آه بی‌تأثیر را

در کمان از بس که دزدیدم شکستم تیر را

پای رفتن نیست زین بزمم که در بیرون در

بخت دارد در کمین هجر گریبان گیر را

خوشدل از غیرم که در بزم وصال او نیافت

[...]

کلیم

ضعف طالع برده از من قوت تدبیر را

برنتابد از خرابی خانه‌ام تعمیر را

گر چنین شاداب از خون شهیدان می‌شود

آب پیکان سبز خواهد کرد چوبِ تیر را

کی دگر از خانهٔ چشمم قدم بیرون نهی

[...]

صائب تبریزی

سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را

کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را

دشمنِ خونخوار را کوته به احسان ساز، دست

هیچ زنجیری به از سیری نباشد شیر را

حسن را خطِ غبارش بی‌نیاز از زلف کرد

[...]

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سلیم تهرانی

برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر را

با گریبان کار افتد دست دامنگیر را

نام من در دفتر اهل شهادت داخل است

کرده ام روشن سواد جوهر شمشیر را

پاسبان مستی ما نیست غیر از تیغ عشق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه