گنجور

 
طغرل احراری

هر لحظه به دل از مژه‌ات زخم خدنگ است

ابروی کمان تو مگر کار فرنگ است؟!

مشهور بود گل به چمن گرچه به خوبی

از خجلت رخسار تو از رنگ به رنگ است

احوال مرا دیدی و رحم تو نیامد

دل نیست مگر در بغلت قطعه سنگ است؟!

دود غم محنت نکند تیره دلم را

این آیینه آن نیست که او قابل زنگ است!

در بحر غمش هر که فتد نیست خلاصی

کاین لجه دریا همه در کام نهنگ است!

باشد رقم داغ سویدای دل من

آن نقطه که سرمشق خط پوست پلنگ است

در شعله شمع دلم ای عشق مزن آب

صلحی که تو می‌خواهی سراپا همه جنگ است!

تا چند بگویی سخنی از دهن او

بگذر تو ازین دغدغه کین قافیه تنگ است!

آسان نبود دعوی سودای وصالش

معجون خیالت همه از نشئه بنگ است!

وصلی که بود در پیش اندیشه هجران

شهدیست به کام تو که از طعم شرنگ است

شبدیز هوس چند درین بادیه رانی

ره دور و درازست ولی اسپ تو لنگ است؟!

طغرل همه در بند سخن بس که اسیرند

امروز مرا از غزل و قافیه ننگ است!

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حیدر شیرازی

جانا! دل من چون دهن تنگ تو تنگ است

پشتم ز خیال سر زلف تو چو چنگ است

پای دلم از بهر تو در بحر محیط است

کام دلم از کام تو در کام نهنگ است

بر حال من زار جگرخوار نبخشی

[...]

قدسی مشهدی

پیغام وداع آمد و با گوش به جنگ است

هجران به تو نزدیک شد ای جان، چه درنگ است

ما قافله‌سالار ره عشق بتانیم

در بحر بلا کشتی ما کام نهنگ است

هر لحظه دلم را شکند یاد جدایی

[...]

بیدل دهلوی

دل‌ مضطرب یأس ‌و نفس ناله به‌ چنگ است

دریاب‌ که خون رگ ساز تو چه رنگ است

تا راه سلامت سپری محو عدم باش

آسودگی شیشه همان در دل سنگ است

آیینه به صیقل زن اگر حوصله خواهی

[...]

ملک‌الشعرا بهار

جمهوری سردار سپه مایهٔ ننگ است

این صحبت اصلاح وطن نیست که جنگ است

از کار قشون حال خوش از ما چه توقع

کاین فرقه بر این گله شبان نیست پلنگ است

بی‌علمی و آوازهٔ جمهوری ایران

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه