کتاب عشق میخوانم کنون فهم سبق کردم
به استاد خرد بیجا ازین مبحث نطق کردم
همیکردم به کلک فکر تحریر جمال او
به وصف نوبت رخسار او گل در طبق کردم
ازآن روزی که بنمودم به جنت نسبت کویش
ز خجلت آب گشتم خویش را غرق عرق کردم
نمودم من قضای سنت پیشین خود دیگر
به زیر شام زلفش روی او فهم شفق کردم
کمر چون خامه بربستم به توصیف سراپایش
قلم در شهد مضمون لبش افتاد شق کردم
بسی خلق جهان بنوشته شرح نسخه حسنش
من اندر مصحف رویش ز برگ گل ورق کردم
مپرس از رأیت منصوری این داروگیر من
همین بس شاهدم در عشق او دعوای حق کردم
ز درس عشق او با من نشد غیر از جنون حاصل
چو مجنون خویش را رسوای عالم زین سبق کردم
چه خوش گفتست طغرل حضرت بحر سخن بیدل
به ساغر آب رویی داشتم سد رمق کردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این کتاب دربارهی عشق و احوالات عاشقانه است. شاعر در آن از فهمی که از عشق به دست آورده، میگوید. او به توصیف زیبایی محبوبش میپردازد و تأثیر شدید عشق را بر خود بیان میکند. شاعر احساس خجلت و شگفتی از جلوههای معشوقش دارد و به توصیف زلف و لب او میپردازد. در ادامه، او به این نکته اشاره میکند که عشق تنها به جنون او انجامیده و از تکرار روایات دیگران دربارهی زیبایی محبوبش خواب عمیق تری پیدا کرده است. در نهایت، شاعر به عشقش به معشوقش به عنوان یک حقیقت عمیق اشاره میکند و آن را بالاتر از هر چیز دیگر میداند.
هوش مصنوعی: من اکنون در حال خواندن کتاب عشق هستم و از این مطالعه، درسی دربارهی دانایی گرفتم. اما در این موضوع بیجهت صحبت کردهام.
هوش مصنوعی: به فکر زیبایی او بودم و سعی داشتم تا زیبایی چهرهاش را با قلم و کلمات توصیف کنم، مانند اینکه گل را در ظرفی قرار میدهم.
هوش مصنوعی: از آن روزی که به باغ عشق او اشاره کردم، از شرم به حدی عرق کردم که گویی خودم را در آب غرق کردهام.
هوش مصنوعی: من نشان دادم که سرنوشت از پیش تعیین شدهام دیگر زیر سایه موهایش عیان شد و چهرهاش را در هنگام صبح گلابی فهمیدم.
هوش مصنوعی: کمر او را مانند قلمی که به دست گرفتهام به تصویر کشیدم، و وقتی درباره زیباییهای او نوشتم، قلمم در شیرینی کلامش غرق شد و از شوق نمیتوانستم تحمل کنم.
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم درباره زیباییهای او نوشتهاند، اما من خودم از روی چهرهاش همچون ورقی از گل، توصیف کردهام.
هوش مصنوعی: از نظرت نپرس که آیا من در عشق منصوری موفق بودهام یا نه. برای من همین کافی است که در عشق او به هر دلیلی هم که شده، به دنبال حق و حقیقت رفتهام.
هوش مصنوعی: از محبت و عشق او، چیزی جز دیوانگی نصیبم نشد. مثل مجنون، خود را در برابر دنیا رسوا کردم، زیرا از این تجربه عشق، به چنین حالتی دچار شدهام.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی کلام طغرل اشاره میکند و میگوید که سخنان بیدل به قدری دلنشین و جذاب است که در میان آنها، تصویری از یک چهره زیبا برایش مجسم میشود. او در این تصویر، احساس میکند که تمام نیروی خود را برای دیدن این زیبایی صرف کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مپرسید از قناعت مشربیهای حیات من
به ساغر آبرویی داشتم سد رمق کردم
همین شعر » بیت ۹
چه خوش گفتست طغرل حضرت بحر سخن بیدل
به ساغر آب رویی داشتم سد رمق کردم
چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق کردم
ز شرم زندگیگفتمکفن پوشم، عرقکردم
کف پا میشدم ای کاش از بی اعتباریها
جبینگردیدم و صد رنگ خجلت در طبقکردم
چو صبحم یک تأمل درس جمعیت نشد حاصل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.