مرا شوریست بر سر از غم دل
نمیدانم کنون بیش و کم دل
ترشح میکند از دیده من
دمادم اشک خونین از یم دل
یکی امروز با ما سیر دل کن
که دارد عالمی این عالم دل!
برافشان دانه کشت مرادت
شود سرسبز و خرم از نم دل
نشین در پرده مضراب سازش
بسی دارد نوا زیر و بم دل
نمیگردد دگر صید کمانت
غزال وحشی ما از رم دل!
طواف کعبه دل کن که نوشی
ز چاه مدعایت زمزم دل
قبول کس نگردد این حکایت
اگر گویی که باشد محرم دل
دل خود را به مهر دل قوی کن
که باشد عقد پروین شبنم دل
خرد بر چرخ میساید علم را
لوایش گر بود از پرچم دل!
درین محنتسرا امروز طغرل
نمییابم کسی را همدم دل!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و درد دل خود میگوید و از عمق احساساتش پرده برمیدارد. او از معشوقی میخواهد که با او بنشیند و دلش را شاد کند، زیرا دلی پر از غم دارد. او اشکهایش را وصف میکند که مانند خون از چشمانش جاری است و از خداوند طلب یاری میکند تا دلتنگیاش را برطرف کند. شاعر همچنین به مضرب ساز و نوای دل اشاره میکند و دل خود را با عشق و مهر قوی میکند تا در این دنیای پر از محنت، برای خود تسلی و آرامش بیابد. در نهایت، او از تنهایی و نبود همدم در این روزها سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در دل من احساس شدیدی وجود دارد، اما نمیدانم که این احساس از غم است یا چیز دیگری.
هوش مصنوعی: چشم من پیوسته اشکهای خونین میریزد، گویی از عمق دل میجوشد.
هوش مصنوعی: امروز با ما باش و به دل خود آرامش بده، زیرا در این دنیا، دلی که شاد باشد، جهانی را در بر دارد!
هوش مصنوعی: دانهای را بپاش تا آرزویت به ثمر برسد و زمینت پر از سبزی و خرمی شود.
هوش مصنوعی: در فضایی آرام و دلنشین بنشین و به صدای سازش گوش کن که ملودیهای زیبایی در دل دارد.
هوش مصنوعی: دیگر شکار کمانت نخواهیم شد، زیرا دل ما به خاطر عشق، به شدت درگیرید و مضطرب است.
هوش مصنوعی: به دور کعبه دل بگرد و از چشمهسار عشق و آرزویت، که مانند زلال زمزم است، سیراب شو.
هوش مصنوعی: اگر بگویی که کسی راز دل را بفهمد و به آن اعتماد کند، هیچ کس این داستان را قبول نمیکند.
هوش مصنوعی: دل خود را با محبت و عشق قوی و محکم کن، زیرا این احساس میتواند مانند پیوندی استوار و زیبا در شبنم دل باشد.
هوش مصنوعی: اندیشه و خرد به حرکت در میآیند و اگر علم در زندگی ما زنده باشد، از دل و ایمان ما نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: امروز در این دنیای پر از مشکلات، کسی را نمیبینم که بتواند همدم دل من باشد. طغرل هم در میان ما نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کرا در شهر برگویم غم دل
که آید در دو عالم محرم دل
دلی دارم همیشه همدم غم
غمی دارم همیشه همدم دل
دل عالم نمیدانم یقین دان
[...]
از ایشان جوی اینجا مرهم دل
که ایشانند اینجا محرم دل
ز ابر دیده فیض عالم دل
ز داغ لاله رویان مرهم دل
جوانی صرف کرده در غم دل
شمرده زخم دل را مرهم دل
مرا جان بر لب آمد از غم دل
نشینم تا به کی در ماتم دل؟
نه در دنیا نه مافیهاش، فایز!
نبینم عالمی جز عالم دل
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.