عرض حاجت میکند دل خسرو ناز تو را،
نیست قانون محبت پرده ساز تو را!
چون کبوتر بسمل شوق تپیدن میشود
از قضا هرکس که بیند چشم شهباز تو را
رمز چشمت این بود نبود نمودن بعد ازین
محرم اسرار خود آن چشم غماز تو را!
در فن احیا ز شرم عجز ننشیند دگر
گر مسیحا بشنود آیین اعجاز تو را!
افکند قمری به گردن طوق داغ بندگی
در چمن بیند اگر آن سرو ممتاز تو را
بیادب ترسم که بیند بگذرد از چابکی
توسن عمرم اگر خنگ سبکتاز تو را!
در معنی کردهای طغرل نهان همچون صدف
فاش سازد موج این دریا مگر راز تو را؟!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و افکار شاعر را درباره احساساتش از عشق و جذبه معشوق بیان میکند. شاعر با تصویری از دلباختگی و شوق زیاد، عشق خود را به معشوق توصیف میکند. او به زیبایی چشمان معشوق اشاره دارد و میگوید که این چشمها رمز و رازی دارند که بعد از این دیگر پنهان نخواهند ماند. شاعر احساس ناتوانی و شرم خود را در برابر جذبه معشوق بیان کرده و به تمثیلهایی از قبیل کبوتر و قمری برای نشان دادن عشق و دلتنگیاش استفاده میکند. در نهایت، او به این نکته میرسد که عشقش همچون یک دریا، رازهای عمیقی دارد که به تدریج بروز مییابد.
هوش مصنوعی: دل خسرو از زیبایی و ناز تو درخواست میکند، اما در عشق قانونی وجود ندارد که بخواهد میان ما حایلی ایجاد کند.
هوش مصنوعی: مانند کبوتر زخمی که به خاطر شوق پرواز به تپش میافتد، هرکسی که چشم زیبای تو را میبیند، تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: راز چشمان تو این است که بعد از این، نمیتوانی به کسی چیزی را نشان دهی؛ زیرا آن چشمهای پنهانکار، محرم اسرار تو هستند.
هوش مصنوعی: در هنر زنده کردن، از شرم ناتوانی دیگر نشسته نخواهد بود؛ اگر مسیحا به معجزه تو گوش بسپارد!
هوش مصنوعی: اگر قمری در چمن، طوق درد و بندگی را به گردن بیندازد، باید بداند که در آنجا تو را، ای سرو ممتاز، ملاقات خواهد کرد.
هوش مصنوعی: نگرانم که بیادبی من باعث شود عمرم مانند اسبی که با سرعت میگذرد، به سرعت بگذرد و نتوانم از تو که به طرز دلپذیری سبکبار هستی، بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: در این بیت به نوعی اشاره شده که مانند صدفی که درون خود گوهر پنهان دارد، آیا این دریا میتواند راز تو را آشکار کند؟ به این ترتیب به نمایش زیبایی و عمق وجودی فرد اشاره دارد و به این فکر میانجامد که آیا دیگران میتوانند به اعماق وجود او پی ببرند یا خیر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیده آشوب نگاه فتنه پرداز تو را
نیست پروای قیامت کشته ناز تو را
فیض خواری بین که رنج صید ما ضایع نشد
دسته گل کرد از خون چنگل باز تو را
سرنوشت کار خود از من چه می پرسی؟ مپرس
[...]
کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
گنبد دستارکو بردارد آواز تو را
جزصدای لفظنامربوط او معنیکجاست
نغمهٔ دولاب آهنگی بود ساز تو را
پیری و طفلی بجا، نقص وکمال تواماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.