قامتم خم گشت آخر از غم بالای ناز
یک سر مو کم مبادا از سرم سودای ناز!
این چه سامان است یارب در غرورآباد حسن
هر سر موی تو باشد ناز بر بالای ناز؟!
در چمن گر سرو او از ناز گردد جلوهگر
بشکند قد صنوبر از قد زیبای ناز
گرچه باشد رخصت نظاره بر رویش ولی
ساغر چشمش بود لبریز از صهبای ناز
بس که آیین نگاهش با تغافل توأم است
خفته گویا نرگسش بر بستر دیبای ناز
رایت منصور حسنش گر به بر دارد علم
بگذراند از فلک از همت والای ناز
گر شود بازار امکان پر ز جوش مشتری
نیست اندر چارسوی حسن جز سودای ناز!
پیش استاد محبت در سلوک عاشقی
خواندهای درس تغافل لیک سر تا پای ناز!
انتهای کار ما آخر چهها خواهد شدن
این بود گر ابتدای بینیازیهای ناز؟!
گر همین باشد سلوک عشوه نتوان یافتن
از بساط حسن او یک ذره خالی جای ناز!
آفرین طغرل برین یک مصرع بحر سخن
چین ابرو شد تبسم بر لب گویای ناز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عشق و ناز و زیبایی است. شاعر از غم و خمیدگی قامت خود به خاطر محبوبش سخن میگوید و اشاره میکند که زیبایی او سبب سرشکستگی و خضوع عارفانهی او شده است. شاعر در توصیف جمال محبوب، به ناز و زیباییهای او میپردازد و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند از جذبهی او کم کند. همچنین، او به یادگیری عشق و تغافل اشاره دارد و در پایان به پرسشهای فلسفی دربارهی سرنوشت عشق و احساسات میپردازد. بهطور کلی، این شعر تصویرگر تقابل عشق و درد، زیبایی و حسرت است.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و درد ناشی از زیبایی و ناز محبوبم، سرم به شدت خم شده است. امیدوارم که هیچ وقت در فکر جدایی و دوری از او نباشم!
هوش مصنوعی: این چه وضعیتی است ای خدا! در سرزمین غرور و زیبایی، هر یک از موهای تو نشانهای از ناز و زیبایی است که بر روی ناز دیگری قرار دارد؟
هوش مصنوعی: اگر سرو در چمن به ناز بخواهد خود را نشان دهد، قد صنوبر هم به خاطر زیبایی و ناز او خم میشود.
هوش مصنوعی: گرچه میتوان به تماشای روی او پرداخت، اما چشمش پر از شراب ناز و فریبندگی است.
هوش مصنوعی: نگاه او چنان سرشار از بیتوجهی و غفلت است که گویی نرگسش در دل لحاف ناز خوابیده است.
هوش مصنوعی: اگر حسن منصور در کنار خود علم و دانش داشته باشد، میتواند از آسمان بگذرد و به بلندای همت و ناز خود برسد.
هوش مصنوعی: اگر به لحاظ امکانات و فرصتها، بازار پر از هیجان و فعالیت شود، در هیچکجای زیبایی و جذابیت، تنها آرزوی دلفریبی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در محضر استاد عشق، تو آموزههای بیاعتنایی را یاد گرفتهای، اما همه وجودت پر از ناز و لطافت است!
هوش مصنوعی: در نهایت کار ما چه نتایجی خواهد داشت، اگر از اول بینیازیها و خواستههای دلکش را در نظر بگیریم؟
هوش مصنوعی: اگر این حالت عشق ادامه داشته باشد، هیچکس نمیتواند از زیبایی او حتی یک ذره هم فضای خالی پیدا کند.
هوش مصنوعی: درود بر طغرل که با یک شعر خود به زیبایی کلام خود افزوده است و ابرویش گویا در حال لبخند زدن و ناز است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کی رود از خاطر آشفتهام سودای ناز
مو به مویم ریشه دارد از خطش غوغای ناز
عرش پرواز است معنی تا زمینگیرست لفظ
اینقدر از عجز من قد میکشد بالای ناز
دل نه تنها از تغافل های سرشارش گداخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.