گنجور

 
طغرل احراری

شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گداز

برق آهم به تکاپوی تو شد در تک و تاز

هوشم از سر به خیال سر زلف تو برفت

همچو موسی طرف طور دوان از پی راز

صانع روز ازل را تو چه خوش مصنوعی

که به عکس تو بود آیینه را روی نیاز!

لعبتان را روش پرده افسون یک موست

کرده زیر و بم عشق تو مرا لعبت باز

چون به هنگام خرامی تو به گلگشت چمن

چشم نرگس به تماشای جمالت شده باز

مست صهبای جمالی و به خود می‌نازی

یا مگر کلک قضا بسته اساس تو ز ناز؟!

مرغ دل بس که به تیر نگهت معتاد است

صرف هر سفله مکن جانب طغرل انداز!

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

یاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز

بطرب داشت مرا تا بگه بانگ نماز

من و او هر دو بحجره در و می مونس ما

باز کرده در شادی و در حجره فراز

گه بصحبت بر من با بر او بستی عهد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ناصرخسرو

ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز

روز ناز تو گذشته‌است بدو نیز مناز

ناز دنیا گذرنده است و تو را گر بهشی

سزد ار هیچ نباشد به چنین ناز نیاز

گر بدان ناز تو را باز نیاز است امروز

[...]

منوچهری

نوبهار آمد و آورد گل تازه فراز

می خوشبوی فزار آور و بربط بنواز

ای بلنداختر نام‌آور، تا چند به کاخ

سوی باغ آی که آمد گه نوروز فراز

بوستان عود همی‌سوزد، تیمار بسوز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
قطران تبریزی

از غم هجر طراز همه خوبان طراز

زرد و باریکم و لرزانم چون تار طراز

به امید خبر یار و به طمع نظرش

به شبان سیه دیر و به روزان دراز

اگرم گوش بخارد نبرم دست به گوش

[...]

لبیبی

کره ای را که کسی نرم نکردست متاز

بجوانی و بزور و هنر خویش مناز

نه همه کار تودانی نه همه زورتراست

لنج پر باد مکن بیش و کتف بر مفراز

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه