کس نباشد به سیر این گلزار
تا کند امتیاز گل از خار
بر حصول مزارع امید
دانههای سرشک غم میکار
غره منشین که فتنهها دارد
گردش انقلاب لیل و نهار!
هست در ساز عاشقان اثری
نیست این زیر و بم به موسیقار
مثل دهر خواب خرگوش است
گرچه باشد دو چشم او بیدار
قوت جذب عشق میآرد
سر منصور ما به پای دار
رتبه تخت جم شود حاصل
عاشقان را ز سایه دیوار
از سر دل گذر چو من اکنون
آرزویت بود اگر دلدار
سحر زاهد نگر که میباشد
شعبهای از فسونش استغفار
بس که در زلف شاهدان چمن
زده مشاطه آب و رنگ بهار
همچو آیینه دشت و کوه و دره
مینماید به چشم من هموار
بخت بد بر سرم نشسته چنان
چغد ویرانه بر سر دیوار!
امتیازی نمیتوان کردن
حلقه زلف او ز حلقه مار
طغرلم محو مصرع بیدل
کم ما هم مدان کم از بسیار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی زیبایی و مشکلات عشق میپردازد. شاعر به تماشای گلزار و تفاوت گل و خار اشاره میکند و از غم و امید در زندگی سخن میگوید. او هشدار میدهد که نباید فریب ظواهر را خورد زیرا در زندگی همواره فتنههایی وجود دارد. عشق به یک جاذبهای در زندگی تشبیه میشود که انسان را به سوی خود میکشاند. شاعر احساس میکند که بخت بدش شبیه به ویرانهای بر روی دیوار است و نمیتواند امتیازی برای خود قائل شود. در نهایت، او عاشق و محو زیباییهای معشوق است و از دلتنگی و آرزوهایش میگوید.
هوش مصنوعی: در این گلزار زیبا، هیچ کس نیست که گل را از خار تشخیص دهد و از هم جدا کند.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به زراعتی پرثمر، باید با اشکهای اندوه امید دانهها را در دل بکاریم.
هوش مصنوعی: فریب نخور، چرا که هر روز و شب مشکلات و آشوبهایی در حال وقوع هستند.
هوش مصنوعی: در دل عاشقان، تأثیر و تاثری وجود ندارد، این نغمهها و زیر و بمها را تنها برای موسیقیدانان میسازند.
هوش مصنوعی: خواب خرگوش مانند خوابیدن در زمانها و دنیای مختلف است، حتی اگر دو چشم او باز باشد و به نظر برساند که بیدار است.
هوش مصنوعی: عشق قدرتی دارد که سر منصور را به پای دار میکشاند.
هوش مصنوعی: مقام و جایگاه پادشاهی جم به دلیل عشق ورزی عاشقان به دست میآید و از سایه دیوار به آن دست مییابند.
هوش مصنوعی: اگر تو هم اکنون مانند من خواستار دلبر خود هستی، پس باید از دل خود عبور کنی.
هوش مصنوعی: در صبحگاه، زاهد را ببین که چگونه نوشیدنیاش تجلیای از سحر و جادوگری است که به او قدرت عذر خواهی میدهد.
هوش مصنوعی: چقدر در زیبایی و زلف معشوقان در باغ، آرایشگر بهار تلاش کرده است.
هوش مصنوعی: مناظر دشت، کوه و دره مانند آینهای به نظر میرسند که برایم صاف و یکدستاند.
هوش مصنوعی: سختیهای زندگی بر من سایه افکنده است، همانطور که یک پرنده شوم بر ویرانهای نشسته و جوّ ناامیدی را پر کرده است.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که هیچ امتیازی نمیتوان از حلقههای زلف او بهدست آورد، چراکه حلقهای که او دارد به زیبایی و جذابیت حلقههای مار نیست. بهطور کلی، زیبایی و جذابیت زلف او غیرقابل مقایسه با چیزهای دیگر است.
هوش مصنوعی: طغرل در شاعرانه بودن بیدل غرق شده است و نمیداند که در میان ما، شمار زیادی وجود دارد که او را نمیشناسند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هستی آفت شمر چه موج و چه بحر
کم ما هم مدان کم از بسیار
همین شعر » بیت ۱۴
طغرلم محو مصرع بیدل
کم ما هم مدان کم از بسیار
بر رُخَش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
من و زلفین او نگونساریم
او چرا بر گل است و من بر خار؟
همچو چشمم توانگر است لبم
[...]
زان مرکّب که کالبد از نور
لیکن او را روان و جان ازنار
زان ستاره که مغربش دهنست
مشرق او را همیشه بر رخسار
بارگی خواست شاد بهر شکار
بر نشست و بشد بدیدن شار
ای دل نا شکیب مژده بیار
کامد آن شمسه بتان تتار
آمد آن سرو جلوه کرده به ناز
آمد آن گلبن خمیده ز بار
آمد آن بلبل چمیده به باغ
[...]
هست ایام عید و فصل بهار
جشن جمشید و گردش گلزار
ای نگار بدیع وقت صبوح
زود برخیز و راح روح بیار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.