خوبرویان شیوه حیرت شعارم کردهاند
همچو نقش پا به خود آیینهدارم کردهاند
چون قدح آغوش صد خمیازه عیش ابد
از شکست و گردش رنگ خمارم کردهاند
بشکفد گل از گلستان خیالم بعد ازین
بس که رنگ صد چمن نذر بهارم کردهاند
کسوتم شد گرچه عریانی ز قانون ازل
در بم و زیر محبت پردهدارم کردهاند
مژده پیغام وصلش داده از باد صبا
چشم حیران را به راهش انتظارم کردهاند
گرچه نومیدیست از وضع بتان با من ولی
از نگاه واپسین امیدوارم کردهاند
چون سحر یک کوکب بخت از دلم روشن نشد
تیرهبختیها چو شام از زلف یارم کردهاند
سوختم در آتش هجران و مردم از غمش
داغها چون لاله بر لوح مزارم کردهاند
نگذرد بر خاطرم فکر قیامت بعد ازین
تا شب هجر تو را روزشمارم کردهاند
همچو من دیگر نباشد هیچ داماد سخن
تا عروس بکر معنی در کنارم کردهاند
میبرم من در سخن امروز گوی از همدما
در سمند فکر چون معنی سوارم کردهاند
طغرلا عجز کمال حضرت بیدل نگر
آنقدر هیچم که از خود شرمسارم کردهاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان احساسات شاعر درباره عشق، جدایی و دردهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از تأثیرات عمیق این احساسات بر زندگیاش و تغییراتی که در او ایجاد کردهاند، صحبت میکند. او به نیکی و زیباییهای عشق اشاره میکند و همزمان از ناامیدی و رنج ناشی از فراق سخن میراند. با وجود مشکلات و دشواریها، شاعر همچنان به امید و انتظار وصل او اشاره دارد و از اینکه چگونه این تجربیات او را به نوعی خلاقیت در بیان شعر سوق داده است، صحبت میکند. در نهایت، او به اعماق احساسات خود و چالشهایی که در این مسیر داشته است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زیبا رویان با رفتارهایشان مرا دچار شگفتی کردهاند، به گونهای که مانند ردی از پا به آینهای که خود نشان میدهد، تأثیر گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: زمانی که مانند پیالهای، آغوشم را پر از خمیازههای طولانی از شادی بیپایان کردهاند، شکستها و تغییر رنگها، حال مرا به حالت مستی درآوردهاند.
هوش مصنوعی: گلها در خیال من شکوفا میشوند، چون بعد از این، زیبایی چمنها را به بهار تقدیم کردهام.
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر قانون اولی وجودم را پوشاندهاند و عریان هستم، اما از عشق و محبت پردهای بر من زدهاند که این حالت را پنهان میکند.
هوش مصنوعی: بادی از سمت صبح خبر وصل معشوق را آورده و چشمان منتظر من به راه او دوخته شدهاند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از وضعیت معشوقان ناامید شدهام، اما نگاهی که در آخرین لحظه داشتم، به من امید بخشیده است.
هوش مصنوعی: وقتی صبح روشن شد، ستارهی خوشبختی من از دل من ناپدید شد و بدبختیها مانند شب تاریک بر زلف یارم سایه افکندهاند.
هوش مصنوعی: در آتش جدایی سوختم و غمهایش همچون داغهای سرخ روی سنگ مزار من ثبت شدهاند.
هوش مصنوعی: پس از این دیگر به فکرم نمیرسد که به قیامت فکر کنم، چرا که در روزهای جدایی از تو، روزها را با حسرت میشمارم.
هوش مصنوعی: هیچ دامادی مانند من نیست که در کنار عروسی باکره، چنین معنایی از سخن را داشته باشد.
هوش مصنوعی: من امروز در کلامم به سویی میروم که همفکران را به چالش میکشم، زیرا ذهنم مانند یک سوارکار به دنبال معنی و مفهوم است.
هوش مصنوعی: به طوری که تعجب و کمال حضرت بیدل را میبینم، من به حدی از خودم ناامید و شرمندهام که احساس میکنم هیچ هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با کدامین ذره سنجم آبروی اعتبار
آنقدر هیچم که از خود شرمسارم کردهاند
همین شعر » بیت ۱۲
طغرلا عجز کمال حضرت بیدل نگر
آنقدر هیچم که از خود شرمسارم کردهاند
آب و رنگ عبرتی صرف بهارم کردهاند
پنجهٔ افسوسم از سودن نگارم کردهاند
عالم غفلت نگردد پرده تسخیر من
عبرتم در دیده بینا شکارم کردهاند
گرد جولانم برون ازپردهٔ افسردگیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.