گنجور

 
طغرل احراری

هر کرا چشم تو صهبا می‌کشد

دست از دنیا و عقبی می‌کشد

از غمت هرکس که افتد بر زمین

مد آهش بر ثریا می‌کشد

بهر دعوا عارضت خورشید را

دم به دم پیش مسیحا می‌کشد

کاتب قدرت ز زلفت یک قلم

نسخه‌های خط طغرا می‌کشد

محو حیرت گشته مخموری‌ات

نشئه‌ای از موج صهبا می‌کشد

هرکه یاد طره او می‌کند

رشته‌ای ز اندیشه بر پا می‌کشد

شوق باشد مسند اقبال ما

شعله از پستی به بالا می‌کشد

نیست کم از در دریای عدن

گوهری از دل که دانا می‌کشد

حبذا طغرل که بیدل گفته است

خانه حیرت تماشا می‌کشد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
بیدل دهلوی

محو عشق ازکفر و ایمان فارغ‌ست

خانهٔ حیرت تماشا می‌کشد

طغرل احراری

همین شعر » بیت ۹

حبذا طغرل که بیدل گفته است

خانه حیرت تماشا می‌کشد

حکیم نزاری

دختر این ساعت به سالی می‌کشد

تا ز شوهر خویشتن را می‌کشد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه