گل را نبود رونق رویی که تو داری
سنبل ندهد نکهت مویی که تو داری
چون بوی ترا تحفه به گلشن نبرد باد؟
بوی گل تر نیست چو بویی که تو داری
روی تو نکو، موی تو خوش، لیک چه حاصل؟
یک دم نتوان ساخت به خویی که تو داری
ساقی، قدح از چشمه به دست آر، که امشب
دریا شده مهمان سبویی که تو داری
زآیینه انصاف ببین صورت خود را
چون بوسه نخواهیم ز رویی که تو داری؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیان میکند که هیچ گل یا عطری به اندازهی او دلنشین نیست. شاعر از زیباییهای ظاهری معشوق و تأثیر آن بر احساساتش صحبت میکند و با بیان اینکه هیچ چیز جز خود او نمیتواند این احساسات را برآورده کند، به نوعی ناامیدی از دسترسی به او را نشان میدهد. در پایان، اشاراتی به نوشیدنی و درک زیبایی خود از طریق آینه نیز وجود دارد.整体来说، شعر به تحسین زیبایی معشوق و نتیجهی آن بر روح و احساسات شاعر پرداخته است.
هوش مصنوعی: گل به تنهایی زیبایی خاصی ندارد، چون تو آن را زیباتر کردهای. سنبل هم عطر و بویی ندارد مگر اینکه تو آن را داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر بوی تو را باد به باغ نیاورد، هیچ بوی دیگری به زیبایی بوی تو نیست. بوی گل هم نمیتواند با بوی تو برابری کند.
هوش مصنوعی: چهرهات زیباست و موهایت دلفریب، اما چه فایده؟ نمیتوان یک لحظه با طرز فکر و رفتار تو کنار آمد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، جامی از چشمه آب بیاور که امشب دریا در خانهات مهمان است.
هوش مصنوعی: از آینه انصاف نگاه کن و چهرهات را ببین، چون از روی تو بوسهای نمیخواهیم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.