|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عدم پذیرش و محدودیتهایی است که در عشق و باورها وجود دارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که بدون وضو و آمادگی نباید به سراغ لذتها و زیباییها رفت. او تأکید میکند که برای زندگی کردن و دوستی نیاز به پاکی و صداقت داریم و برای رسیدن به حقیقت نباید از دیگران کمک طلب کنیم. همچنین، هر لحظه ممکن است تجارب و احساسات جدیدی به ما برسد که باید با اشتیاق و دقت به آنها توجه کنیم. در نهایت، شاعر نشان میدهد که عشق و زیبایی نیازمند پاکی و صداقت در دل و جان است.
هوش مصنوعی: بدون وضو به نوشیدن شراب نزدیک نشو و بدون غسل، به سوی مینا نرو.
هوش مصنوعی: به خاطر دیگران زندگی کردن کار غیرتمندانهای نیست، حتی اگر جانت را هم برایشان بدهی، باز هم به مسیحا نمیروی.
هوش مصنوعی: با هر دم که به دریا نزدیک میشوی، مشکلات و دلهرهها مانند چین و چروک بر پیشانیات نمایان میشود. اگر تشنهی حقیقت و آرامش هستی، نباید به سادگی از کنار دریا بگذری.
هوش مصنوعی: چرا نگاهت را از دیدن درد دل ما میدزدی؟ تو که از لطافت و زیبایی خودت هیچ چیزی را نمیبینی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی
رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم
[...]
تا تو چون شانه دل چاک مهیا نکنی
پنجه در پنجه آن زلف چلیپا نکنی
بر کلاه خرد و هوش اگر می لرزی
به که نظاره آن قامت رعنا نکنی
روزگارت شود از آب گهر شیرین تر
[...]
ای که داری گله از دست فراموشی یار
ادب آن است که در خاطر او جا نکنی
صدف از خانه او قطره آبی نچشید
تکیه بر همت کم کاسه دریا نکنی
ای قدح، قلقل بسیار، کم از عربده نیست
[...]
یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی
آتش آه مرا بادیه پیما نکنی
می توانی به نگه پاسخ صد مسأله داد
که حوالت به لب لعل شکرخا نکنی
تا ز دل زمزمهٔ یاصنمی می آید
[...]
لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی
خون این هر دو بریزی و مهابا نکنی
عاشقان راست دم و راست رو و جانبازند
قتل این قوم خطا باشد و هان تا نکنی
دل ما خسته و رنجور دو چشمت بیمار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.