گنجور

 
طغرای مشهدی

تا تو رفتی، زندگی رفت از برم، بازآ که من

چون چراغ مرده ام در انتظار زندگی

محنتم افکنده از پا، ورنه بی تکلیف مرگ

همچو راحت می گریزم از دیار زندگی

چون نباشم در خزان زندگی بی شاخ و برگ؟

من که بی برگی کشیدم در بهار زندگی

این تن فرسوده من، بس که ناشایسته است

نی به کار مرگ می آید، نه کار زندگی

 
 
 
بهترین ابزار حسابداری و مدیریت مالی شخصی - حسابداری شخصی تدبیر
صائب

چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی

آه افسوس است سرو جویبار زندگی

نیست غیر از لب گزیدن نقلی این پیمانه را

دردسر بسیار دارد میگسار زندگی

برگ او از دست افسوس و ثمر بار دل است

[...]

نورس دماوندی

توتیا شد پیکرم در زیر بار زندگی

استخوان شد جدول شیر از فشار زندگی

جز دواری نیست چون گردون مدار زندگی

غیر داری نیست ای بیدار دار زندگی

پی کنی چون مرکب پیکر فلک جولان شوی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه