چون به آب رود چشمم سبز گردد گلبنی
خنده گلها، هم آواز صدای گریه است
دهر شد ماتم سرای فوت مطلبهای دل
چون کنم در گریه ضبط خود، که جای گریه است
همچو مینایی که می افتد نگون در بزم شوق
سرزمین خنده ام در زیر پای گریه است
بس که ما را کلک قسمت کرده رنگ آمیز درد
صورت دیوار ما در هایهای گریه است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به غم و اندوه سخن میگوید. او به زیباییهای طبیعت اشاره میکند، ولی میبیند که این زیباییها در مقابل گریه و دردهای دل او قرار دارد. شاعر همچنین به تضاد بین شادی و غم پرداخته و بیان میکند که در دنیای او، خنده و گریه در کنار هم هستند و زندگی اش به شدت تحت تأثیر غم و ماتم قرار دارد. به عبارتی، گرچه در ظاهر خوشیهایی وجود دارد، اما در باطن، گریه و اندوه غالب است.
هوش مصنوعی: زمانی که چشمم به آب بیفتد، مانند باغی پر از گل میشود و صدای خندۀ گلها همصدا با صدای گریه است.
هوش مصنوعی: دنیا به مکانی برای عزاداری تبدیل شده است و من نمیدانم چطور باید در میان غمهای دل خود گریه کنم، زیرا اینجا جای گریه است.
هوش مصنوعی: شادی و خوشحالی من مانند جام شیشهای است که در یک مجلس شادمانی میشکند. در حالی که در زیر پایم، غم و اندوهی وجود دارد که آن را نمیتوان نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: به خاطر قسمتهای تلخی که در زندگیام تجربه کردهام، چهرهام همچون دیواری شده که از گریههای مکرر رنگ و رو رفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.