چو گردباد، دلم رهنمای خود نشناخت
ازین جریده روی مدعای خود نشناخت
شناخت طرز کرم را کسی که چون دریا
کفی به خیر گشود و گدای خود نشناخت
سرودخوانی مطرب ز عندلیب مجوی
که همچو آب، مقام صدای خود نشناخت
شدم خفیف ز بالانشینی گردون
به این سیاه چه سازم که جای خود نشناخت
چگونه راه شناس غمت شود طغرا
که پای خود ز سر و سر ز پای خود نشناخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از درد و ناامیدی شاعر است. او به گردباد دلش اشاره میکند که نتوانسته راهنمایی درست برای خود بیابد و به درستی مدعایش را نشناسد. شاعر به قیاس دریا و کرم میپردازد و از کسی یاد میکند که همچون دریا، وقتی خوبی میکند، حتی گدایش را نمیشناسد. او همچنین به سختیهای زندگی اشاره دارد و از ناامیدی در برابر تقدیر صحبت میکند. در نهایت، شاعر به مسأله شناخت خود و غمهایش میپردازد و این عدم شناخت را به ناتوانی در راه یابی به حل مشکلات تشبیه میکند.
هوش مصنوعی: دلم مانند گردبادی است که نمیتواند راه خود را پیدا کند و از این ورق، ادعای خود را نمیشناسد.
هوش مصنوعی: کسی که روش سخاوت و بخشش را میشناسد، مانند دریایی است که در برابر نیازمندان دریایی از خیر و خوبی را میگشاید، اما در عین حال نمیتواند گدا یا درخواستکننده را بشناسد.
هوش مصنوعی: به دنبال آواز خواندن مطرب مانند بلبل نباش، زیرا او مانند آب، نمیتواند جایگاه صدای خود را بشناسد و از آن مفهوم درستی ارائه دهد.
هوش مصنوعی: به خاطر برتری و مقام بالای آسمان، احساس حقارت و نامرادی میکنم. حالا با این مشکلات و دشواریها چه باید بکنم، وقتی که سرنوشت خودم را نمیشناسم؟
هوش مصنوعی: چطور میتواند کسی که به راه شناخت غم تو است، راهت را پیدا کند در حالی که خودش نمیداند از کجا آمده و به کجا میرود؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.