دل از ما برد آن شوخ و روان کرد این زمان پهلو
چرا کرد ای مسلمانان زیار مهربان پهلو
به روی او برابر کرد ماه چارده خود را
تهی کرد او شب دیگر ببین بر آسمان پهلو
به سوی من کند پشت و دعاگو را دهد دشنام
مرا می دارد او آری میان عاشقان پهلو
زند پهلو به مسکینان رقیب از غایت نخوت
بگو او را تو آن ساعت چو گویی بر خزان پهلو
چنان در عشق آن مهوش ضعیف و لاغر و زارم
که از روی قبای من توان دیدن عیان پهلو
پیاده بر سر راه توام ای شهسوار من
اگر رحمی نمی آری مزن بر ناتوان پهلو
میاور بر دل صوفی جفا افزون ز عشاقان
مگر او چربتر داند مرا از دیگران پهلو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از محبت و جذبهی خود نسبت به معشوق سخن میگوید و به احوال عاشقان اشاره دارد. او از درد و رنجی که عشق برایش به ارمغان آورده، میگوید و به دلتنگی و ناچاری خود اعتراف میکند. شاعر، معشوق را به ماهی در آسمان تشبیه میکند که دیگران قادر به دیدن او نیستند، و به بیرحمی و بیتوجهی او به عاشقان و رقیبها میپردازد. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که به دل صوفی جفا نرساند و از او انتظار رحمت دارد. این شعر تأکیدی بر احساسات عمیق و دردناک عشق است.
هوش مصنوعی: دل ما را آن معشوق ربود و این روزها کنار ما نمینشیند. ای مسلمانان، لطفا به مهربانی توجه کنید که چرا اینگونه از ما دور است.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به مقایسهی زیبایی و نور چهرهی معشوق با روشنایی و زیبایی ماه در شب چهاردهم پرداخته است. اشاره به این دارد که وقتی معشوق در آسمان ظاهر میشود، درخشش او آنقدر زیاد است که حتی زیبایی ماه هم در مقابلش کمرنگ و خالی به نظر میرسد. در شب بعد، دوباره به آسمان نگاه کن تا این زیبایی را احساس کنی.
هوش مصنوعی: او به سمت من بیاعتناست و به کسی که برای من دعا میکند، بد و بیاحترامی میکند. در واقع، او مرا در زندگی عاشقان با مشکل مواجه کرده است.
هوش مصنوعی: زندگی پهلو به مسکینان در تقابل با غرور و خودبزرگبینی است؛ زمانی که در برابر دیگران قرار میگیری، خود را به گونهای بپندار که گویا در فصل خزان هستی و با دلسوزی به جایگاه آنها نگاه کنی.
هوش مصنوعی: من به قدری عاشق آن دختر زیبا و لاغر هستم که حتی نمیتوانی از روی لباس من بفهمی که چه حالت و حسی دارم.
هوش مصنوعی: من بر سر راه تو ای شاهزاده، پیاده و ناتوان ایستادهام. اگر رحم و شفقتی به من نمیکنی، لااقل به من آسیب نزن.
هوش مصنوعی: به دل صوفی سختی و بیوفایی بیشتر نیاور، مگر اینکه او درباره من از دیگران بیشتر دلداری و محبت داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدینسان کز غمت بر خاک دارم هر زمان پهلو
از آهن بادیم یا سنگ، نه از استخوان پهلو
تو شب بر بستر نازی و من تا روز، در کویت
میان خاک و خون غلطان ازین پهلو، از آن پهلو
خیالی ماندم از دستت، برهنه چون کنم خود را
[...]
نهم چون از غمت شب بر زمین ای شخ کمان پهلو
ز بیم ناوک آهم، بدزدد آسمان پهلو
تو خفته برقفا، در بستر عشرت چه غم داری
که مسکینی نهد از غم بخاک آستان پهلو؟!
ز داغ دل، زمین چون آسمانی پر ز انجم شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.