به بام قصر چو آن ماه دلپذیر آمد
دل شکسته من باز در نفیر آمد
در جواب او
مرا چو نان تنک دوش در ضمیر آمد
به پیش دیده من قرص مه حقیر آمد
مرا ز کله زبانی است با هزاران شکر
ز جوع دل شده دسپاچه دستگیر آمد
رسید صحنک ماهیچه، نان ریزه مخور
ز چاکران نبود حاصلی چو میر آمد
قبای نان تنک دوختم بیا بنگر
به قد و قامت زناج بی نظیر آمد
مرا به بره بریان محبت جانی است
که از دهان وی امروز بوی شیر آمد
شدم ز عین محبت مرید قلیه برنج
بیار دست ارادت کنون چو پیر آمد
زبس که صوفی مسکین حدیث بغرا گفت
ز مطبخ سخنش بین که بوی سیر آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف حال خود و احساساتش میپردازد. او با اشاره به یک ماه دلپذیر که به بام قصر میآید، از دل شکستهاش سخن میگوید که دوباره در حال تلاطم است. او حس میکند که با وجود کمبودها و قضاوتهای دیگران، محبت و عشق به زندگیاش طعم خاصی میدهد. شاعر از طعم نان و خوشمزگی آن میگوید و بر اهمیت محبت و دوستی در زندگی تأکید میکند. در نهایت، اشاره به عشق و زیباییهایی که در اطرافش وجود دارد، او را به شوق و ذوقی عمیق میرساند.
هوش مصنوعی: زمانی که آن ماه زیبا بر بام قصر پدیدار شد، دلbroken من دوباره به یادآوری حس درد و ناامیدی بازگشت.
هوش مصنوعی: در ذهن من، همانطور که در گذشته نانی لایهلایه و کمعرض وجود داشت، تصویری کوچک و ساده از ماه در برابر چشمانم ظاهر شد.
هوش مصنوعی: من به زبان دیوانهای مشغولم که در آن هزاران نعمت وجود دارد، و از شدت گرسنگی دل بیتاب و بیقرار شده است و به کمکم آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی به مرحلهای رسیدی که به اوج توانمندی و قدرت خود نزدیک شدهای، دیگر درگیر مسائلی که بیاهمیت و خردهساز هستند نباش. زیرا وقتی کسی با توانایی و قدرت به میدان میآید، توجه به جزئیات بیفایده است.
هوش مصنوعی: لباسی از نان کم بافتم، بیا و ببین که قد و قامت زنی که بینظیر است، چگونه است.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان احساساتی عمیق نسبت به محبت و عشق اشاره دارد. در آن، محبت به عنوان جزئی اساسی از زندگی تلقی شده و اشاره به شیرینی و نازکی آن دارد، که به نوعی حس تازگی و خوشایندی را بیان میکند. در واقع، این جمله به نوعی نشاندهندهٔ پیوند عاطفی عمیق و تأثیر مثبت محبت بر زندگی فرد است.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و محبت به تو، مانند شاگردی شدم که خواهان برنج در قلیه است و حالا که تو به مقام پیر رسیدی، دست ارادت به سویت دراز میکنم.
هوش مصنوعی: صوفی بیچاره آنقدر از داستانهای بزرگ و روحانی سخن میگوید که وقتی به صحبتش دقت میکنیم، بوی سیر از آشپزخانه به مشام میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.