بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴
نام خود را تا به رسوایی علَم داریم ما
از ملامت کی به دل یکذره غم داریم ما؟
از قناعت بود ما را دستگاه همتی
چون هما، در ظلّ بال خود کرَم داریم ما
بر امید آنکه یابیم از دهان او نشان
[...]
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵
صورتِ وهمِ به هستی متهم، داریم ما
چون حباب آیینه بر طاق عدم داریم ما
محمل ما چون جرس، دوش تپشهای دل است
شوق پندارد در این وادی قدم داریم ما
آنقدَر فرصتکمین قطع الفتها نهایم
[...]
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۹
از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما
خندهها بر ابلق اکلیل جم داریم ما
سالکان را کفر و دین پامال راه شوق اوست
کعبه و بتخانه در نقش قدم داریم ما
آفتاب عارض او بس که رنگین جلوه است
[...]
قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸
کی ز جور دهر کم فرصت الم داریم ما
چون تو را داریم از دشمن چه غم داریم ما
ما اسیران با گرفتاری ز بس خو کردهایم
هر کجا در خاک دامی نیست رم داریم ما
کم مبادا از سر ما نقش داغ و مد آه
[...]
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲
قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
نغمهای از ساز دل بی زیر و بم داریم ما
خاکساری نیست کم از دستگاه اعتبار
بوریای فقر همچون تخت جم داریم ما
ساز بیآهنگ ما مطبوع طبع کس نشد
[...]
