گنجور

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه

 

این چنین ذالنون مصری را فتاد

کاندرو شور و جنونی نو بزاد

شور چندان شد که تا فوق فلک

می‌رسید از وی جگرها را نمک

هین منه تو شور خود ای شوره‌خاک

[...]

۴۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبان

 

بعد از آن در سِرّ موسی حق نهفت

رازهایی گفت کان ناید به گفت

بر دل موسی سخن‌ها ریختند

دیدن و گفتن به هم آمیختند

چند بی‌خود گشت و چند آمد به خوَد

[...]

۴۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهان

 

آن بخاری نیز خود بر شمع زد

گشته بود از عشقش آسان آن کبد

آه سوزانش سوی گردون شده

در دل صدر جهان مهر آمده

گفته با خود در سحرگه کای احد

[...]

۴۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۶ - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تخت

 

چون سلیمان سوی مرغان سبا

یک صفیری کرد بست آن جمله را

جز مگر مرغی که بد بی‌جان و پر

یا چو ماهی گنگ بود از اصل کر

نی غلط گفتم که کر گر سر نهد

[...]

۴۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن

 

آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می‌آیی ای اقبال پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست در زانوی تو

مار موسی دید فرعون عنود

[...]

۴۴ بیت
مولانا