گنجور

 
۱
۲
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » چهارم

 

ای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا

خنک آن را که به شب یار و رفیقست خدا

همه خفتند و فتادند به یک‌سو چو جماد

تو نخسپی هله ای شاه جهان مونس ما

هین مخسپید که شب شاه جهان بزم نهاد

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » هشتم

 

بلبل سرمست برای خدا

مجلس گل بین و به منبر برآ

هین به غنیمت شمر این روز چند

زانک ندارد گل رعنا وفا

ای دم تو قوت عروسان باغ

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » دوازدهم

 

زان بادهٔ صوفی بود از جام، مجرد

کز غایت مستی ز کفش جام بیفتد

در حالت مستی چو دل و هوش نگنجید

پس نیست عجیب گر قدح و جام نگنجد

اول سبقت بود « الف هیچ ندارد »

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » چهاردهم

 

ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند

خنده نمی‌آیدت، بهر دل من بخند

ای ز تو عالم بجوش، لطف کن، ارزان فروش

خندهٔ‌شیرین نوش راست بفرما، بچند؟

خنده زند آفتاب، گیرد عالم خضاب

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیستم

 

هله درده می بگزیده که مهمان توم

ز پریشانی زلف توپریشان توم

تلخ و شیرین لب ما را ز حرم بیرون آر

نقد ده نقد، که عباس حرمدان توم

آنچ دادی و بدیدی که بدان زنده شدم

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و هفتم

 

ای درد دهنده‌ام دوا ده

تاریک مکن جهان، ضیا ده

درد تو دواست و دل ضریرست

آن چشم ضریر را صفا ده

نومید همی شود بهر غم

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام

 

عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی

عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی

عجب لطف بهاری تو، عجب میر شکاری تو

دران غمزه چه داری تو؟ به زیر لب چه می‌خوانی؟

عجب حلوای قندی تو، امیر بی‌گزندی تو

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی ‌و هفتم

 

ای بانگ و صلای آن جهانی

ای آمده تا مرا بخوانی

ما منتظر دم تو بودیم

شادآ، که رسول لامکانی

هین، قصهٔ آن بهار برگو

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » چهلم

 

هله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزی

سوی من بیا و بستان بدو دست، تا نریزی

قدح و می گزیده، ز کف خدا رسیده

چو خوری، چنان بیفتی که به حشر بر نخیزی

و اگر کشی تو گردن، ز می و شراب خوردن

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند

 

موسی و فرعون معنی را رهی

ظاهر آن ره دارد و این بی‌رهی

روز موسی پیش حق نالان شده

نیمشب فرعون هم گریان بده

کین چه غلست ای خدا بر گردنم

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی

 

گفت یوسف هین بیاور ارمغان

او ز شرم این تقاضا زد فغان

گفت من چند ارمغان جستم ترا

ارمغانی در نظر نامد مرا

حبه‌ای را جانب کان چون برم

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش

 

آن کری را گفت افزون مایه‌ای

که ترا رنجور شد همسایه‌ای

گفت با خود کر که با گوش گِران

من چه دریابم ز گفت آن جوان

خاصه رنجور و ضعیف آواز شد

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیل‌بچه از حرص و ترک نصیحت ناصح

 

آن شنیدی تو که در هندوستان

دید دانایی، گروهی دوستان

گُرْسنه مانده شده بی‌برگ و عور

می‌رسیدند از سفر از راه دور

مهرِ داناییش جوشید و بگفت

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان

 

بر فلک پیدا شد آن استاره‌اش

کوری فرعون و مکر و چاره‌اش

روز شد گفتش که ای عمران برو

واقف آن غلغل و آن بانگ شو

راند عمران جانب میدان و گفت

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷۹ - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان

 

شیخ گفت او را مپندار ای رفیق

که ندارم رحم و مهر و دل شفیق

بر همه کفار ما را رحمتست

گرچه جان جمله کافر نعمتست

بر سگانم رحمت و بخشایش است

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورد

 

در نغولی بود آب آن تشنه راند

بر درخت جوز جوزی می‌فشاند

می‌فتاد از جوزبن جوز اندر آب

بانگ می‌آمد همی دید او حباب

عاقلی گفتش که بگذار ای فتی

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را

 

گفت آن مرغ این سزای او بود

که فسون زاهدان را بشنود

گفت زاهد نه سزای آن نشاف

کو خورد مال یتیمان از گزاف

بعد از آن نوحه‌گری آغاز کرد

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیه‌السلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او

 

گفت ای صدیق آخر گفتمت

که مرا انباز کن در مکرمت

گفت ما دو بندگان کوی تو

کردمش آزاد من بر روی تو

تو مرا می‌دار بنده و یار غار

[...]

۳۶ بیت
مولانا
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۲