گنجور

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۰

 

دگرباره چو مه کردیم خرمن

خرامیدیم بر کوری دشمن

دگربار آفتاب اندر حمل شد

بخندانید عالم را چو گلشن

ز طنازی شکوفه لب گشاده‌ست

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۸

 

هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو

بگشا راز با همو که سلام علیکم

تو چرا آب و روغنی که سلامی نمی‌کنی

چه شود گر کفی زنی که سلام علیکم

هله دیوانه لولیا به عروسی ما بیا

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۶

 

هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی

شرح نمی‌کنم که بس عاقل را اشارتی

فهم کنی تو خود که تو زیرک و پاک خاطری

باده بیار و دل ببر زود بکن تجارتی

نای بنه دهان همی‌آرد صبح ناله‌ای

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۸

 

باغ است و بهار و سرو عالی

ما می‌نرویم از این حوالی

بگشای نقاب و در فروبند

ماییم و توی و خانه خالی

امروز حریف خاص عشقیم

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۳

 

عشق در کفر کرد اظهاری

بست ایمان ز ترس زناری

بانگ زنهار از جهان برخاست

هیچ کس را نداد زنهاری

هیچ کنجی نبود بی‌خصمی

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۱

 

یا ساقی الحی اسمع سؤالی

انشد فادی، واخبر بحال

قالو تسلی، حاشا و کلا

عشق تجلی من ذی‌الجلال

العشق فنی، والشوق دنی

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان

 

گفت نوح ای سرکشانْ من، من نیم

من ز جان مُردم به جانان می‌زیم

چون بمُردم از حواسِ بوالبشر

حق مرا شد سمع و ادراک و بصر

چونکِ من، من نیستم این دَم ز هوست

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۴۲ - تتمهٔ حکایت خرس و آن ابله کی بر وفای او اعتماد کرده بود

 

خرس هم از اژدها چون وا رهید

وآن کرم زان مرد مردانه بدید

چون سگ اصحاب کهف آن خرس زار

شد ملازم در پی آن بردبار

آن مسلمان سر نهاد از خستگی

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۲ - امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویست

 

یک نظر قانع مشو زین سقف نور

بارها بنگر ببین هل من فطور

چونک گفتت کاندرین سقف نکو

بارها بنگر چو مرد عیب‌جو

پس زمین تیره را دانی که چند

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۸ - بقیهٔ قصهٔ طعنه زدن آن مرد بیگانه در شیخ

 

آن خبیث از شیخ می‌لایید ژاژ

کژنگر باشد همیشه عقل کاژ

که منش دیدم میان مجلسی

او ز تقوی عاریست و مفلسی

ورکه باور نیستت خیز امشبان

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن

 

آن دقوقی در امامت کرد ساز

اندر آن ساحل در آمد در نماز

و آن جماعت در پی او در قیام

اینت زیبا قوم و بگزیده امام

ناگهان چشمش سوی دریا فتاد

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را

 

انبیا گفتند نومیدی بدست

فضل و رحمتهای باری بی‌حدست

از چنین محسن نشاید ناامید

دست در فتراک این رحمت زنید

ای بسا کارا که اول صعب گشت

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان

 

حاش لله ایش شاء الله کان

حاکم آمد در مکان و لامکان

هیچ کس در مُلک او بی‌امر او

در نیفزاید سرِ یک تای مو

مُلک، مُلکِ اوست فرمان آنِ او

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعره‌ای زد

 

واعظی بد بس گزیده در بیان

زیر منبر جمع مردان و زنان

رفت جوحی چادر و روبند ساخت

در میان آن زنان شد ناشناخت

سایلی پرسید واعظ را به راز

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۶ - مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصه

 

جوحی هر سالی ز درویشی به فن

رو بزن کردی کای دلخواه زن

چون سلاحت هست رو صیدی بگیر

تا بدوشانیم از صید تو شیر

قوس ابرو تیر غمزه دام کید

[...]

۲۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری

 

زآتش عاشق ازین رو ای صفی

می‌شود دوزخ ضعیف و منطقی

گویدش بگذر سبک ای محتشم

ورنه ز آتش‌های تو مرد آتشم

کفر که کبریت دوزخ اوست و بس

[...]

۲۶ بیت
مولانا