گنجور

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱

 

صدشکر گو‌یم هر زمان هم‌ چنگ را هم‌ جام را

کاین هر دو بردند از میان هم ننگ را هم نام را

دلتنگم از فرزانگی دارم سر دیوانگی

کز خود دهم بیگانگی هم خاص را هم عام را

خواهم جنونی صف شکن آشوب جان مرد و زن

[...]

۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶

 

زندهٔ جاوید کیست کشتهٔ شمشیر دوست

دل که مرا در برست به که به زنجیر دوست

دیده عزیزم ولی یار چو گیرد کمان

دیده سپر بایدم کرد بر تیر دوست

پای به میدان عشق گر بنهی بنگری

[...]

۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷

 

به جرم عشق تو گر می‌زنند بر دارم

گمان مبرکه ز عشق تو دست بردارم

مگوکه جان مرا با تو آشنایی نیست

که با وجود تو از هرکه هست بیزارم

از آن سبب که زبان راز دل نمی‌داند

[...]

۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵

 

دلا بیا بشنو از حکیم قاآنی

ز مشکلات جهان درگذر به آسانی

وگرنه بالله مشکل شود هر آسانت

تو تا ز دغدغهٔ نفس خود هراسانی

هر آنچه جز سخت حق بگو ندانستم

[...]

۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۹۶

 

شنیدستم که بوتیمار مرغیست

که‌ هست‌ از عشق آبش در درون غم

نشیند در کنار آب و گوید

که گر نوشم شود آب اندکی کم

بخل بدکنش را در زمانه

[...]

۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۰۴

 

دوستی گفت عیب من با غیر

من خود از عیب خود ابا نکنم

چون وی آهسته عیب من می‌گفت

من همش عیب برملا نکنم

گویدم گر هزار عیب دگر

[...]

۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۲۰

 

صاحبا ای که در مدایح تو

گوی سبقت ربودم از اشباه

دل نمودم به خدمت تو یکی

پشت کردم به حضرت تو دو تاه

تا برآلاییم ز جود به سیم

[...]

۵ بیت
قاآنی