گنجور

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۸ - و له من کلا‌مه

 

تبارک ای نگار خلّخی ای ماه نوشادی

که داری بر غم دیرین ما هردم ز نو شادی

نخو‌ردم‌ هرچه ‌خوردم قند چون لعلت به‌شرینی

ندیدم هرچه دیدم سرو چون قدت به آزادی

برون شد هشت‌چیز از هشت‌چیزم بی‌تو ای دلبر

[...]

۱۳ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۵ - و له فی المدیحه

 

ای زلف عزم سرکشی از روی یار داری

مانا ز همنشینی خورشید عار داری

گویند از شهاب بود دیو را کناره

تو دیوخو شهاب چرا درکنار داری

آشفته‌حالتی چو پری دیدگان همانا

[...]

۱۳ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸

 

دامن وصل تو گر افتد به دست

پای به دامن کشم از هرچه هست

عشق توام چشم درایت بدوخت

مه‌ر توام دست کفایت ببست

شوق رخت پردهٔ عقلم درید

[...]

۱۳ بیت
قاآنی