گنجور

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹

 

خیال نرگس مستت، ببست خوابم را

کمند طره شستت، ببرد تابم را

چو ذره مضطربم، سایه بر سر اندازم

دمی قرار ده، آشوب و اضطرابم را

نه جای توست دلم؟ با لبت بگو آخر

[...]

۱۳ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰

 

هر شب این اندیشه در بر غنچه را دل خون کند

کز دل آخر چون جمالت روی گل بیرون کند

تا ببندد خواب نرگس تا گشاید کار گل

گاه مرغ افسانه خواند گاه باد افسون کند

از صبا روی صحاری خنده چون لیلی کند

[...]

۱۳ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۸

 

تاج بخش خسروان شاهی کز آب تیغ او

جویبار مملکت پیوسته سبز و خرم است

رای او را زین زر بر پشت صبح اشهب است

قهر او را داغ کین بر ران شام ادهم است

نجم سیار از شهاب تیغ او یک پرتو است

[...]

۱۳ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۲۳

 

خدایگانا از حد گذشت و بی مر شد

حدیث فاقه داعی و عرض قصه وام

ز حضرت تو چو ابر آنچنان سیه رویم

که هر دمم ز حیا آب می‌چکد ز مشام

ولی معامل مبرم چو می‌دهد زحمت

[...]

۱۳ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۶۷ - دلجویی خورشید از حال جمشید

 

چو از اغیار مجلس گشت خالی

صنم از حال جم پرسید حالی

که آن مسکین حبیبم را چه حالست

درین غربت غریبم را چه حالست

یکایک قصه جمشید گفتند

[...]

۱۳ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۷۸ - بزم آرائی جمشید

 

ملک گفتا به باد ای صبح اصحاب

کزین معنی شود خورشید در تاب!

تو چون روز از چه کردی راز رسوا

دریدی پرده همچون صبح شیدا

ملک پر کین شده از قول مهراب

[...]

۱۳ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۹۰ - خواستگاری شادیشاه از دختر قیصر

 

چو رای هند رخ برتافت قیصر

نمود از ملک چین رخشنده افسر

تقاضای عروسی کرد داماد

بر قیصر به خواهش کس فرستاد

شه رومی به ابرو چین درآورد

[...]

۱۳ بیت
سلمان ساوجی