هارا قاچسین اینسان؟
جانا گلمیشیک بیز بو جانان الیندن
که نه انس امان تاپدی نه جان الیندن
مسلمانه باخ، دین و ایمان قان آغلیر
بو دین سیز، ایمان سیز مسلمان الیندن
بو شیطاندی، بیز آدمی گویده تولار
قاچا بیلمز آدم بو شیطان الیندن
آلار اول ایمانی، سونداندا جانی
نه ایمان قالار دیبده نه جان الیندن
قاریشقا کیمی دئو نژادی قیمیلدیر
که خاتم چیخیب دیر سلیمان الیندن
بادمجان چوخی بازیلاردا کوچوکلر
دا ترپشمک اولماز بادیمجان الیندن
خوروز تک بیزی دنله ییب قورتایبدیر
چینه قالماییب نو چیکدان الیندن
پناه اولسا بیز خلقه کافر، قوی اولسون
سیخینتی دوشه ک کفره، ایمان الیندن
گئدیب چٶلده کی حیوانا یالواردیق
که گلسین، بیزی آلسین اینسان الیندن
ائله تورشادیب ایرانین عیرانین که
گٶزللر گٶزی یاشدی ایران الیندن
سالیب دیر اله، سانکی موسا عصاسین
قاچیر اژدها لر، بو ثعبان الیندن
نه سلطانلار اولوش الینده اویونجاق
نه گلسین اویونجاقلی سلطان الیندن
بئش- اوچ باش بیله ن ده قالیرسا، اوشاق تک
قاچیب گیزله نیب لر، بوخورتان الیندن
ائویم زندانیم، مٲموریم ٲوز ایچیمده
هاراقاچسین اینسان بو زندانالیندن
بیزاینسان اولاق، یا که حیوان، امان یوق
نه اینسان قوتارمیش، نه حیوان الیندن
نه دئولر که قیطانلا زنجیر له نیب لر
قنف لر قیریلمیش بو قیطان الیندن
سالیب خلقی درمان آدیلن نه درده
که درد آغلاییر بیله درمان الیندن
او بیگ خان یازیقلار نه اینسانیمیشلار
عبث آغلیاردیقاو بیگ خان الیندن
وئرردیک قدیم دیوانا عرضه، ایندی
کیمه عرضه وئرمک بو دیوان الیندن؟
نه طوفانه راست گلمیشیک بیز، مگر نوح
گله قورتارا خلقی طوفان الیندن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به طور کلی به نقد وضعیت جامعه و انسانها میپردازد. شاعر از بیتوجهی انسانها به ایمان و دین سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه شیطان موجب گمراهی افراد میشود. وی به درد و رنج انسانها، تنشهای اجتماعی و عدم صداقت در رهبری اشاره میکند و نشان میدهد که انسانها به جای همکاری و صلح، به خودخواهی و نفاق دچار شدهاند. همچنین به تمسخر قدرتهای دنیوی و عدم توانایی در حل مشکلات اجتماعی پرداخته و این پرسش را مطرح میکند که آیا ما هنوز انسان هستیم یا به دور از هویت انسانیمان تبدیل به حیواناتی بیگناه شدهایم. در نهایت، شاعر با ذکر نمونههایی از تاریخ و افسانهها، امید به نجات و بازگشت به انسانیت را بیان میکند.
ما از دست این جانان به جان آمدهایم. که از دستش نه انسان پناه یافت نه جان.
به مسلمان بنگر، دین و ایمان خون میگرید از دست این مسلمان بیدین بیایمان.
این شیطان است. ما آدمها به آسمان هم که بپریم نمیتوانیم از دست این شیطان بگریزیم.
نخست ایمان را میستاند و سپس جان را. از دستش نه ایمان ماند و نه جان.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم شایستگی و ارزشمندی اشاره دارد. شاعر با ابراز قدرت و توانایی خاصی در فردی، آن را به انگشتری که به دست سلیمان میدرخشد، تشبیه کرده است. این به نوعی نشاندهنده مقام و جایگاه یک شخصیت برجسته است که در میان افراد، ویژگیهای منحصر بهفردی دارد.
هوش مصنوعی: بادمجان وقتی که در بازیهای بچهها زیاد تکان بخورد، دیگر نمیتواند از دست بچهها خلاص شود.
هوش مصنوعی: خروس تنها صدای بلندی دارد و در کیسهاش چیزی برای خوردن نیست، همچنین نمیتواند چیزی را از چنگ دیگران بیرون بکشد.
هوش مصنوعی: به خداوند پناه میبرم، هرچند که بر بندگانش از ایمان کافر و دور از خداوندی هستند. امیدوارم ایمان من قویتر شود و از نفاق و کفر دور بمانم.
به بیابان رفته به پای حیوان میافتادیم که بیاید ما را از دست انسان نجات دهد.
هوش مصنوعی: ایران به خود میبالد به خاطر زیبایی چشمانش، چشمانی که از لطف و مهربانی سرچشمه میگیرد.
انگار موسی عصایش را انداخته است. اژدهاها از دست این اژدها میگریزند.
هوش مصنوعی: نه شاهان بر سر قدرت، همواره خوشحال خواهند بود و نه کسی که در قدرت است، همواره خوشبختی را تجربه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر نازک و ظریف باشد، بچهها با یک شیء تکان خواهند خورد و آن را از دست میدهند.
خانهام زندانم است و نگهبانم درون خودم. از این زندان به کجا میگریزی انسان؟
ما چه انسان باشیم چه حیوان در امان نیستیم. کدام انسان از دست کدام حیوان رهایی یافته است؟
هوش مصنوعی: این بیت به وضعیت و شرایطی اشاره دارد که در آن فرد نمیتواند از زنجیرهایی که به او بسته شده، رهایی یابد. به نوعی بیانگر احساس اسارت یا محدودیت است و نشان میدهد که تلاش برای خلاصی از این وضعیت ممکن است بیفایده باشد. همچنین، اشاره به این دارد که قیطانی که فرد به آن وابسته است، نماد عواطف یا مشکلاتی است که او را در بر گرفته است.
هوش مصنوعی: نمیتوان به کمک دیگران و از طریق آنان به درمان دردها و مشکلات رسید؛ راه حل واقعی در درون خود ماست و باید خودمان به آن بپردازیم.
هوش مصنوعی: او بیگ خان یازیقلار نه اینسانیمیشلار عبث آغلیاردیقاو بیگ خان الیندان زندگی بیگ خان یازیقلار مثل این است که مردم بیهوده میگریند و این گریهها هیچ نتیجهای ندارد چون او بیگ خان در دستانش قدرتی دارد که نمیتوان با آن مقابله کرد.
هوش مصنوعی: به قدیم به دیوان شعر خود عرضه میکردی، اکنون به چه کسی باید آن را ارائه کنی؟
ما به چه توفانی برخوردهایم؟! مگر اینکه نوح بیاید ما را از دست این توفان رهایی بخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.