گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰ - شتاب شباب

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

شباب عمر عجب با شتاب می گذرد

بدین شتاب خدایا شباب می گذرد

شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی

شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد

به چشم خود گذر عمر خویش می بینم

نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد

به روی ماه نیاری حدیث زلف سیاه

که ابر از جلو آفتاب می گذرد

خراب گردش آن چشم جاودان مستم

که دور جام جهان خراب می گذرد

به آب و تاب جوانی چگونه غره شدی

که خود جوانی و این آب و تاب می گذرد

به زیر سنگ لحد استخوان پیکر ما

چو گندمی است که از آسیاب می گذرد

کمان چرخ فلک شهریار در کف کیست

که روزگار چو تیر شهاب می گذرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

merae awale beide 4 tasheh shawad

پاسخ: با تشکر، «به» اضافی حذف شد.

علی اکبر باقری ارومی نوشته:

دوران شباب وجوانی دورانی است که حتی در تعلیمات دین اسلام ، دورانی باشکوه توصیف گشته است شهریاغر در شعر خویش شکوه آن را جستجو کرده است ونکته در همین شکوه است که باید در پیمودن جوانی با توبه وبازگشت بسوی خدا باید جوان تجربه کند چنانچه پیامبر اکرم که درود خدا بر ایشان باد فرموده اند : جوان با توبه شناخته میشود “الشاب تاب “

حاجی محمدی نوشته:

باسلام .انکارزحمات بیش ازحدتهیه کنندگان این متون ناسپاسی است ولی نمیذانم چرا باحذف ابیاتی ازیک غزل یاقصیده ازشعشعه فکری شاعرمی کاهید؟فی المثل درغزل شماره۴۰چهاربیت اززیباترین ابیات حذف شده است که آدم رابه یادسانسورچی های قدیم می اندازد.(ابیات ۳و۶و۷و۹) .البته مواردیکی دوتانیست این حالت رادردیوان تمام شعرا می بینم .به هرحال اززحمات عاشقانه شمامتشکریم.

حاجی محمدی نوشته:

اظهارات این جانب درمقایسه همین غزل شماره ۴۰شماباچاپ هفتم ص ۲۲۸ جلداول است

کانال رسمی گنجور در تلگرام