گنجور

 
اسیر شهرستانی

داریم بر تو احترامی

دیدیم جواب از سلامی

گر باده سبو سبو نباشد

دریاب مرا به نیم جانی

ناکامی دهر قسمت ماست

ماییم که دیده ایم کامی

ای دل ز دلش وفا چه پرسی

در سوختگی هنوز خامی

صد درس جنون اسیر خواندی

داغم که هنوز ناتمامی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مجیرالدین بیلقانی

مگذار که نالم از غم تو

در حضرت پهلوان غازی

عطار

سودازدگان دین و دنیی

هرگز شنوند این سخن نی

کمال‌الدین اسماعیل

ای باد صبا خبر چه داری؟

از زلف بتم اثر چه داری؟

از غمزۀ او دلم جدانیست

زان بیماران خبر چه داری؟

گر مردم چشم من نیی تو

[...]

عراقی

رأیت ربیبعین ربی

فقلت من انت؟ فقال انتا

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه