کو جنون کز می سودا قدحی نوش کنم
عقل را بیخود از این نشئه سرجوش کنم
هر نفس تا نکشم خجلت اظهار دگر
حرف او گویم و دانسته فراموش کنم
گرنه سیلی خور غیرت شوم از وصف کسی
انجمن را چو قدح یک لب خاموش کنم
با گل زخم تو در باغ نمانم که مباد
غنچه را زخمی خمیازه آغوش کنم
ای خوش آن دولت سرشار که از صید اسیر
حلقه ای از خم فتراک تو در گوش کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات شگرفی است که انسان در حالت مستی و عشق تجربه میکند. شاعر از سرخوشی ناشی از نوشیدن میگوید و تلاش دارد عقل را از چنین حالتی آزاد کند. او به خجلت و خشم غیرت اشاره میکند و میگوید که اگر نتواند خود را از احساسات کنار بکشد، صحبتهای شخص محبوبش را فراموش میکند. همچنین، او اشاره به زیبایی و درد عشق دارد و امیدوار است که از زیبایی معشوق بهرهمند شود. به طور کلی، شعر به تضادها و احساسات مختلف در عشق و مستی میپردازد.
هوش مصنوعی: من به دنبال آن جنونی هستم که مرا وادار کند تا از می گرانبها جامی بنوشم و در این نشئه، عقل و خودآگاهیام را از دست بدهم.
هوش مصنوعی: هر لحظه که نفس نکشم، احساس شرمندگی از خودم را نشان میدهم و به طور ناخواسته حرف او را میزنم و به راحتی فراموش میکنم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به کسی که توهین کرده پاسخ دهم، غیرتم اجازه نمیدهد که بیاحترامی کنم و مانند یک لیوان پر از سکوت، جمع را خاموش و آرام نگه میدارم.
هوش مصنوعی: نمیخواهم در باغ بمانم و با زخمهای تو دست و پنجه نرم کنم، زیرا نمیخواهم غنچهای را که در حالت خواب است، به آغوش بگیرم و زخمیاش کنم.
هوش مصنوعی: ای کاش آن خوشبختی فراوان نصیبم شود که بتوانم با حلقهای از دام تو، هر اسیر زیبایی را به دام اندازم و در گوشم زینت بخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مطربا گر تو بخواهی که میت نوش کنم
به همه وجهت سامع شوم و گوش کنم
شادی و خوشی، امروز به از دوش کنم
بچمم، دست زنم، نعره و اخروش کنم
ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
چاشنی کرده از آن لب به سخن گوش کنم
مست آیی تو و پس گویی «از هوش مرو»
باش باری بزیم وانگه سخن گوش کنم
می خلی روز و شب اندر دل آزرده من
[...]
مست آنم که ز دستت قدحی نوش کنم
هرچه غیر تو بود جمله فراموش کنم
نایم از شوق تو تا روز قیامت باهوش
مست اگر با تو شبی دست در آغوش کنم
گوش بر قول تو دارم نه به پند دگران
[...]
چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
نالهای کو که بدان تهنیت گوش کنم
سفری کردهام آغاز که تا شهر عدم
هر قدم نقش مرادی به سر دوش کنم
نیستم زخم که چون جلوه مرهم بینم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.