دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم
پریشانی ندارد خاطر جمعی که من دارم
عدم را خنده میآید به شوخیهای تدبیرم
ز هر تحریک مژگان تو چاکی در کفن دارم
لبم با ناله می جوشد دلم با شعله می رقصد
نمی دانم چه می گویم چه حال است اینکه من دارم
به برگ گل نویسم بعد از این مکتوب خاموشی
دلم بر باد حیرت رفته با او یک سخن دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و زخمهای دل خود صحبت میکند و از احساسات متناقضی که در درونش وجود دارد، میگوید. او با وجود پریشانی، حس میکند که نمیتواند به راحتی آرامش پیدا کند. لبخند و خنده ممکن است به معنای حجاب ضد واقعیت و شعور او باشد. از زخمهای ناشی از عشق و زیبایی سخن میگوید و در نهایت به خاموشی و حیرت خود اشاره دارد و این که در ارتباطش با معشوق یک راز و سخنی عمیق دارد.
هوش مصنوعی: من دلی دارم که از انتخاب زیبایی گل در چمن زخم خورده است، اما با این حال، پریشانی ندارم و خیالم آسوده است.
هوش مصنوعی: عدم به موضوعات جدی و شلوغیهای زندگی میخندد و من در هر بار تحریک نگاههای تو، زخمی در دل دارم که همچون چاکی در کفن میماند.
هوش مصنوعی: لبم با ناله سخن میگوید و دلم در آتش اشتیاق میرقصد. نمیدانم چه احساسی دارم و خودم هم از حال و روزم اطلاع ندارم.
هوش مصنوعی: من بر روی برگ گلی مینویسم که بعد از این، سکوت دلم همچون بادی در حال پرواز است و با او یک حرف دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارم
چون من من نیستم، آخر چرا گویم که من دارم
تن و جان محو شد از من، ز بهر آنکه تا هستم
حقیقت بهر دل دارم شریعت بهر تن دارم
همه عالم پر است از من ولی من در میان پنهان
[...]
من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم
چرا از دیگری نالم که درد از خویشتن دارم
چه جای محنت ایوب و اندوه دل یعقوب
بلا اینست و بیماری و تنهایی که من دارم
گهی از دیده در رنجم، گه از دل در جگرخواری
[...]
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هوادارانِ کویش را چو جانِ خویشتن دارم
صفایِ خلوتِ خاطر از آن شمعِ چِگِل جویم
فروغِ چشم و نورِ دل از آن ماهِ خُتَن دارم
به کام و آرزویِ دل چو دارم خلوتی حاصل
[...]
هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم
سر زلف سخن بی چشم زخم امروز من دارم
سراپا جوهرم چون تیشه در شیرین زبانیها
عجب نبود سر پرخاش اگر با کوهکن دارم
عجب نبود شود گر تنگ شکر پرده گوشم
[...]
دلی از فیض یاد عارضش رشک چمن دارم
قفس را می کند گلدام، طاؤسی که من دارم
به رنگ شمع فانوسی که افروزند در محفل
ز فیض نور معنی خلوتی در انجمن دارم
کسی چون من نباشد سیر چشم نعمت دنیا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.