گنجور

 
صائب تبریزی

هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم

سر زلف سخن بی چشم زخم امروز من دارم

سراپا جوهرم چون تیشه در شیرین زبانیها

عجب نبود سر پرخاش اگر با کوهکن دارم

عجب نبود شود گر تنگ شکر پرده گوشم

که من در خانه خود طوطی شکرشکن دارم

ز دل آرام می جویم، بخند ای یأس بر رویم

که چشم سازگاری من ز خار پیرهن دارم

مرا چون حلقه در بیرون در تا چند بگذاری

لب حرف آفرینی در خور آن انجمن دارم

نشاط غربت از دل کی برد حب وطن بیرون

به تخت مصرم اما جای در بیت الحزن دارم

بخند ای آفتاب از شهرت از پیشانی بختم

که من از شام غربت روی در صبح وطن دارم

سر کلک گهربار به هر صیدی فرو ناید

من این مشکین خدنگ از بهر آهوی ختن دارم

عقیق خاتم شاهم، یمن زندان بود بر من

دل غربت پرستم، جنگ با حب الوطن دارم

مگر امروز مهر از مشرق مغرب برون آمد

که با خورشید رویی جای در یک پیرهن دارم

مگر از ابر ظلمت کوکب بختم برون آمد

که امشب کرم شب تابی در آغوش لگن دارم

لباس لفظ را من تار و پود تازگی دادم

ز فکر تازه حق بسیار بر اهل سخن دارم

ز خاک پاک تبریزست صائب مولد پاکم

از آن با عشقباز شمس تبریزی سخن دارم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

ازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارم

چون من من نیستم، آخر چرا گویم که من دارم

تن و جان محو شد از من، ز بهر آنکه تا هستم

حقیقت بهر دل دارم شریعت بهر تن دارم

همه عالم پر است از من ولی من در میان پنهان

[...]

امیرخسرو دهلوی

من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم

چرا از دیگری نالم که درد از خویشتن دارم

چه جای محنت ایوب و اندوه دل یعقوب

بلا اینست و بیماری و تنهایی که من دارم

گهی از دیده در رنجم، گه از دل در جگرخواری

[...]

حافظ

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هوادارانِ کویش را چو جانِ خویشتن دارم

صفایِ خلوتِ خاطر از آن شمعِ چِگِل جویم

فروغِ چشم و نورِ دل از آن ماهِ خُتَن دارم

به کام و آرزویِ دل چو دارم خلوتی حاصل

[...]

صائب تبریزی

من از گلبانگ رنگین روی گلهای چمن دارم

عقیق نامدارم حق شهرت بر یمن دارم

اگر بیرون نمی آیم ز خلوت نیست بی صورت

سخن رو در من آورده است و من رو در سخن دارم

کجا همسنگ با من می شود مجنون بیجوهر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
اسیر شهرستانی

دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم

پریشانی ندارد خاطر جمعی که من دارم

عدم را خنده می‌آید به شوخی‌های تدبیرم

ز هر تحریک مژگان تو چاکی در کفن دارم

لبم با ناله می جوشد دلم با شعله می رقصد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه