از قدش جلوه انتخاب فروش
از رخش باده آفتاب فروش
عشق در پرده جلوه گر شده باز
دیده حیرتم نقاب فروش
غفلت آباد سرنوشت من است
عمرم افسانه ای است خواب فروش
دهر میخانه نگاه تو شد
سوخت هنگامه شراب فروش
غنچه بادام تلخ شد در باغ
زهر خند که شد عتاب فروش
غنچه گردد گل شکفته عیش
گر دل ما شود شراب فروش
گریه را رنگ و بوی معشوق است
دیده ما نشد گلاب فروش
شوخی گلشنش ز مکتب برد
گل صد برگ شد کتاب فروش
کام دل تر نشد ز اشک اسیر
لب دریا که دیده آب فروش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت عشق اشاره میکند و از تأثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید. او از جذابیت فروشندههای شراب و جلوههای عشق یاد میکند و نشان میدهد که زندگیاش تحت تأثیر غفلت و خفا قرار گرفته است. همچنین، شاعر به غصه و اندوه ناشی از عشق و غفلت او اشاره میکند، و به تبدیل غنچهها به گل و تأثیر عشق بر قلب انسان میپردازد. در نهایت، او به شیرینی و تلخی احساسات انسانی و ارتباط عمیق عشق با زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: قد و قامت او باعث شده که جلوهای از زیبایی و جذابیت را به نمایش بگذارد، مثل اینکه وقتی نور خورشید به صورتش میتابد، او نیز مانند بادهای دلربا و جذاب به نظر میآید.
هوش مصنوعی: عشق دوباره خود را نشان داده و باعث شگفتی من شده است، گویی که برای من دلبری میکند.
هوش مصنوعی: زندگی من پر از بیتوجهی و غفلت است و زمانم به مانند یک داستان خیالانگیز میگذرد که فقط خواب و بیتوجهی را به دنبال دارد.
هوش مصنوعی: در دوران کنونی، نگاه تو باعث شکوه و زیبایی میخانه شده و هنگامه نوشیدنی به اوج رسیده است.
هوش مصنوعی: در باغ، غنچه بادام به دلیل زهرخند و نیشدار بودن محیط، تلخ و ناامید شده است. این وضعیت نشاندهندهی تلخی و تندی در روابط یا احساسات است.
هوش مصنوعی: وقتی که دلمان شاد و سرزنده باشد، مانند گل شکوفا میشویم و زندگی برایمان رنگ و بویی تازه پیدا میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساسات عمیق خود اشاره میکند که گریهاش به خاطر معشوقش رنگ و بویی خاص دارد. اما به این نتیجه میرسد که چشم او مانند گلاب فروش نیست که بتواند زیبایی و عطر محبت را به نمایش بگذارد. به نوعی، او از ناراحتی و عشق خود سخن میگوید و از ناکامی در بیان این احساسات مینالد.
هوش مصنوعی: باغی که پر از گل و زیبایی است، شوخی و لطافتش باعث شد که گلهایش از تعلیم و تربیت دور شوند و به فروش برسند. گلها به جای اینکه در مکتب یاد بگیرند، به عنوان کالا به دست دیگران میرسند.
هوش مصنوعی: دل به آرزوهایش نمیرسد و غمگینتر میشود، حتی وقتی که اشکها از چشم میریزد. دریا هم که مظهر زندگی و آب است، نمیتواند آرامش و خوشی به او بدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه از این جلوهٔ نقاب فروش
بحر در جیب و ما حباب فروش
تو و صد موج گوهر تمکین
من و یک اشک اضطراب فروش
انفعال است شبنم این باغ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.