ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر
هر موی بر سر از تو در اندیشه دگر
رفتم که زیر سایه هر برگ این چمن
خالی کنم به یاد خزان شیشه دگر
جز عشق نیست مسئله آموز کفر و دین
از پیش برده هر کس از او پیشه دگر
درد تو کوهکن دل ما بیستون صبر
هر داغ کهنه زخم دم تیشه دگر
کی عشق جا کند به دل بوالهوس اسیر
شیر است آنکه دم زند از پیشه دگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و غم ناشی از عشق است. شاعر اشاره میکند که غم محبوب هر جزء وجود او را تحت تأثیر قرار داده و تمام فکر و ذکرش مشغول یاد اوست. او از تلاش برای فراموشی یاد محبوب در دل طبیعت و به ویژه در یادآوری خاطرات تلخ سخن میگوید. عشق را به عنوان موضوعی محوری معرفی میکند که از آن نمیتوان فرار کرد و هر گونه تلاش برای جدایی بیفایده است. در نهایت، شاعر اعتراف میکند که عشق واقعی تنها در دلهای آزاد و بیقید میتواند جا بگیرد.
هوش مصنوعی: ای کسی که از غم تو هر رگ و ریشه ما پر از درد شده و هر موی سر ما در اندیشه و یاد توست.
هوش مصنوعی: مقصد من این بود که در زیر سایهی هر برگ این چمن، یاد خزان را زنده کنم و دلی را پر کنم از یادگاری.
هوش مصنوعی: مسئله اصلی در زندگی تنها عشق است و هیچ چیز دیگری مهم نیست. افرادی که از عشق بهرهمند شدهاند، در باورهای دینی و نادرست خود نیز به یکدیگر تفاوتی ندارند.
هوش مصنوعی: درد تو برای ما مانند کوهی است که باید آن را تحمل کنیم و صبر کنیم. هر زخمی که بر دل ما نشسته، با هر ضربهی دیگری که به آن میخورد، دوباره زنده میشود.
هوش مصنوعی: عشق نمیتواند در دل کسی که هوسباز و با سرنوشت نامعلوم است جایی داشته باشد. همچون شیر، او که از شغلی دیگر حرف میزند، در واقع عاشق نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.