آسودگی خاطر ناشاد مپرسید
دل صید تپیدن شده صیاد مپرسید
خاموشی حیرت زدگان مکتب راز است
لفظ ادب و معنی استاد مپرسید
دل نقطه حرف است که در حرف نگنجد
جز یک سخن از مکتب ایجاد مپرسید
ویرانه ام از غم چو بهشت است ببینید
از آب و هوای فرح آباد مپرسید
آسایش غفلت همه را پنبه گوش است
بیطاقتی بنده و آزاد مپرسید
حرفی ز شرفنامه توحید بخوانید
دیگر نسب خار چمنزاد مپرسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آسودگی خاطر ناشاد و غم وجود میگوید و به عمق احساسات انسانی اشاره میکند. او دل صیاد را که به تپیدن افتاده، و خاموشی حیرتزدهها را به عنوان مکتب راز توصیف میکند. شاعر تأکید دارد که دل انسان نمیتواند در الفاظ محدود شود و تنها یک سخن از مکتب حقیقت را باید پرسید. او ویرانی دل خود را همچون بهشتی زیبا میبیند و به تأثیرات غفلت اشاره دارد. در نهایت، شاعر از خواندن حقایق توحید و دوری از نسبهای بیاساس سخن میگوید.
هوش مصنوعی: از کسی که دلش شاد نیست، دربارهی آرامش خاطر نپرسید. همچنین، از کسی که دچار عشق و علاقه شده، حال صیاد و شکارش را نپرسید.
هوش مصنوعی: خاموشی کسانی که در حیرت هستند، نشانهای از آگاهی آنها به رازهاست. از استاد، درباره معنا و لغت ادب سوال نکنید.
هوش مصنوعی: دل، مانند یک نقطه از سخن است که نمیتواند در واژهها جای بگیرد، جز اینکه یک مفهوم عمیق از مکتب وجود را بیان کند.
هوش مصنوعی: ویرانهای که در آن بیم و اندوه حاکم است، برای من به اندازه بهشت مینماید. اما از جوّ شادیام نپرسید، زیرا آنچه نشان میدهد فرحبخش نیست.
هوش مصنوعی: ای آرامش، غفلت همه را مانند پنبهای در گوش قرار داده است. از بیقراری بنده و آزاد، سوالی نکنید.
هوش مصنوعی: از شما خواهش میکنم که درباره اصل و نسب کسی که از گلهای چمن میروید صحبت نکنید و به جای آن، سخنانی از کتاب شرفنامه توحید بگویید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.